عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٥ - نماز برترين حكم خدا
باشد، مقبول طبع شاه شود و سايرين را نيز به تبع آن قبول فرمايد و اما اگر آن متاع اعلى كه نفيستر و طبع سلطان به آن حريصتر است، به دزدان داده، يا آنكه به صفتى كه سلطان خواسته موصوف نباشد، سلطان همه را رد نمايد و ساير تحفهها اگر چه خوب است بد نمايد.
نماز برترين حكم خدا
آرى، نماز اعلاترين و برترين حكم خداست و در راه بردن آن به نزد محبوب واقعى خطرات زيادى از جانب شياطين برونى و درونى متوجه آن است؛ بايد مواظب بود كه اين تحفه نفيس ضايع نشود و به دست دزدان و نابكاران نيفتد و جهت رساندن آن به معشوق حقيقى لازم است تمام آداب و شرايط و اوصاف آن را حفظ كرد كه با حفظ آداب و به جا آوردن شرايط، زمينه ورود به مقام قرب و بساط انس براى انسان فراهم مىگردد.
توجه داشته باش كه، به وقت حضور نماز، لباس منيت از وجود خويش به خاك افكنى و براى ورود به بارگاه محبوب، احرام تقوا دربندى و از تمام گناهان و معاصى ظاهر و باطن به حالت روزه درآيى و با شمشير فكر و توجه و نيت پاك با شياطين باطنى و ظاهرى تا مرز پيروزى درافتى و به محضر آن مولاى مهربان همه وجود و هستى را تسليم كرده، به قربانگاه فنا براى يافتن بقا در آيى و در برابر آن جناب با تمام وجود بگويى:
|
در خم زلف تو پابند جنون شد دل من |
بىخبر از دو جهان غرقه بهخون شد دل من |
|
|
چون كه با رشته گيسوى تو پيوندى داشت |
مو به مو بسته به زنجير جنون شد دل من |
|