عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٤ - حكاياتى در خوف
|
طاير عشقم من آن عنقاى قدس لا مكان |
برترم از هر چه در انديشه تصويرم كنند |
|
حضرت سجاد ٧ به درگاه حضرت حق عرضه مىدارد:
بارالها! اگر در پيشگاه تو آن اندازه بگريم كه صدايم قطع شود و آنقدر در مقابلت به پاى ايستم تا اينكه از پاى در آيم و آن اندازه برايت ركوع نمايم كه استخوان پشتم در آيد و به مقدارى برايت سجده كنم كه چشمانم از حدقه درآيد و تمام عمرم را جز خاك چيزى نخورم و جز آب خاكستر چيزى نياشامم و در طول اين مدت آن قدر به ياد تو باشم و نام تو را ببرم كه زبانم از گفتن باز ايستد و با همه اينها به خاطر حيا و شرمسارى از تو، نگاه به جانب آسمان نكنم، مستوجب محو و بخشايش گناهى از گناهانم نمىشوم!!
روايت شده كه:
در غزوه بنى المصطلق بود كه شبانگاهى آيه اول سوره حج بر پيامبر ٦ نازل شد، در حالى كه مسلمانان در حال حركت بودند:
[يا أيها الناس اتقوا ربكم إن زلزلة الساعة شيء عظيم\* يوم ترونها تذهل كل مرضعة عما أرضعت و تضع كل ذات حمل حملها و ترى الناس سكارى و ما هم بسكارى و لكن عذاب الله شديد][١].
اى مردم! از پروردگارتان پروا كنيد، بىترديد زلزله قيامت، واقعهاى بزرگ است.\* روزى كه آن را ببينيد [مشاهده خواهيد كرد كه] هر مادر شير دهندهاى از كودكى كه شيرش مىدهد، بىخبر مىشود، و هر ماده باردارى بار خود را سقط مىكند، و مردم را مست مىبينى در حالى كه مست نيستند، بلكه عذاب خدا بسيار سخت است.
[١] -حج( ٢٢): ١- ٢.