عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٨ - ادب قرائت قرآن
وهنگامى كه آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مىافزايد، و بر پروردگارشان توكل مىكنند.
شخص سالك بايد اين اوصاف ثلاثه را ببيند با او منطبق است يا نه؟ آيا وقتى ياد خدا به ميان مىآيد، قلبش فرو مىريزد و ترسناك مىشود؟ و وقتى آيات شريفه الهيه بر او خوانده مىشود، نور ايمان در قلبش افزايش پيدا مىكند و اعتمادش بر خداست؟
يا در هر يك از مراتب راجل و از هر يك از اين خواص محروم است؟ اگر بخواهد بفهمد كه از حق ترسناك است و قلبش ازترس او فرو مىريزد به اعمال خود نظر كند؛ انسان ترسناك در محضر كبريايى جسارت به مقام مقدسش نكند و در حضور حضرت حق هتك حرمات الهيه ننمايد، اگر با آيات الهيه ايمان قوى شود نور ايمان به مملكت ظاهرش نيز سرايت كند.
ممكن نيست قلب كه نورانى باشد و زبان و كلام و چشم و نظر و گوش و استماع نورانى نباشد؛ بشر نورانى آن است كه تمام قواى ملكيه و ملكوتيهاش نوربخش باشد و علاوه بر آنكه خود او را هدايت به سعادت و طريق مستقيم كند به ديگران نيز نورافشانى نموده، آنها را به راه راست هدايت كند.
چنانچه اگر كسى به خداى تعالى توكل و اعتماد داشته باشد، قطع طمع از دست ديگران كند و بار احتياج خود را به درگاه غنى مطلق افكند و ديگران را كه چون خود او فقيرند، مشكلگشا نداند؛ پس وظيفه سالك الى الله آن است كه خود را به قرآن شريف عرضه بدارد.
چنانچه ميزان در تشخيص صحت و عدم صحت و اعتبار ولا اعتبار حديث و روايت آن است كه آن را به كتاب خدا عرضه دارند و آنچه مخالف آن است باطل