عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٦ - ركوع و سجود حقيقى
|
تا چند خورم زنفس و جان خون |
تا كى باشم به زارى زار |
|
|
درمانده اين وجود خويشم |
پاكم به عدم رسان به يك بار |
|
|
چون با عدمم نمىرسانى |
از روى وجود پرده بردار |
|
|
تا كشف شود در آن وجودم |
اسرار دو كون و علم اسرار |
|
|
من نعره زنان چو مرغ در دام |
بيرون جهم از مضيق پندار |
|
|
هرگاه كه اين ميسرم شد |
پر مشك شود جهان زعطار[١] |
|
ركوع و سجود حقيقى
چون به سجود روند، سجودشان عبارت از فنا دانستن كل موجودات و فناى وجود خودشان و فناى فناى وجودشان مىباشد؛ چون به چنين حالى برسند جز مشاهده محبوب چيزى را مشاهده نكنند؛ چون غير او چيزى نيست كه مشاهده كنند. در حقيقت اين بزرگواران در حال سجده به مشاهده اين حقيقت كه قرآن مجيد به آن ناطق است نايل مىشوند:
[كل من عليها فان\* و يبقى وجه ربك ذو الجلال و الإكرام][٢].
همه آنان كه روى اين زمين هستند، فانى مىشوند.\* و تنها ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى مىماند.
ركوع و سجود با اين كيفيت، در حقيقت حركت واقعى به سوى آزادى و حريت است.
وقتى انسان از طريق ركوع و سجود حقيقى به اين حقيقت برسد كه موجودات
[١] -مؤلف.
[٢] -الرحمن( ٥٥): ٢٦- ٢٧.