عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣١ - (خواطر انسان)
باشد ميل طبيعى و جبلى نه ميلى كه از تقرب به خدا و ترغيب به ثواب باشد؛ بدان كه خاطر شر است كه نفس اماره به سوء است، به اصل طبع خود به خير ميل نكند، چون به يكى از اين موازين بركشيدى، خاطر خير از خاطر شر بدانستى والله ولى الهداية.
اما فصل دوم: چون خواهى كه فرق كنى ميان خاطر شرى كه از قبل شيطان باشد و خاطر شرى كه از هواى نفس باشد، يا از خدا باشد ابتدا از سه وجه در او نظر كن:
اگر مصمم يابى بر يك حال ايستاده، بدان كه از خداىتعالى است، يا از هواى نفس و اگر متردد يابى و مضطرب بدان كه از شيطان است و بعضى از عارفان گفتهاند:
مثل هواى نفس مثل پلنگ است الا به قمع و قهر بالغ باز نگردد، يا مثل خارجى كه جنگ براى تدين كند، هرگز باز نگردد تا كشته شود و مثل شيطان مثل گرگ است، اگر از يك جانب برانى از ديگر جانب درآيد.
دوم آنكه اين خاطر اگر در عقب گناهى باشد كه كرده باشى، بدان كه از حقتعالى عقوبتى است و اهانتى و خواريى كه از شومى آن گناه بوده باشد، در قرآن مجيد چنين مىفرمايد كه:
[كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون][١].
اين چنين نيست كه مىگويند، بلكه گناهانى كه همواره مرتكب شدهاند بر دلهايشان چرك و زنگار بسته است [كه حقايق را افسانه مىپندارند.]
و اگر نه در عقب گناهى باشد كه واقع شده باشد، بلكه به ابتدا باشد، بدان كه از شيطان است، اين حكم اكثرى است كه در بيشتر احوال چنين باشد؛ زيرا كه شيطان
[١] -مطففين( ٨٣): ١٤.