عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٥ - علل ذكر بسم الله در ابتداى سور قرآن
ديد، پس به نزد آن شخص آمد و پيغام را شنيد و مستعد توبه و انابه گشت و به دست حضرت موسى بن جعفر ٧ راه خدا يافت.
چهاردهم:
شايد به اين جهت باشد كه به اين كلمه مباركه داغ عبوديت بر بنده نهاده شود تا دشمن بزرگ كه شيطان باشد در او طمع ننمايد، از حضرت رضا ٧ مروى است كه فرمود:
بسم الله أى أسم نفسى بسمة من سمات الله عز وجل وهو العبودية قال فقلت له، ما السمة قال العلامة[١].
در اين حديث تنبه است بر اينكه گوينده بسم الله بايد جد و جهد كند در وقت گفتن اين قول تا اينكه نشانه عبوديت و بندگى در خود مشاهده كند و اينكه فرمود سمه يعنى علامت، شايد اشاره به اين باشد كه عبد در وقت گفتن اين قول سزاوار است كه از انانيت و مالكيت و اختيار خود بيرون رود و خود را تحت اوامر پروردگار مقهور و مغلوب بيند، تا اينكه در گفتن اين كلمه شريفه صادق باشد.
پانزدهم:
شايد اشاره باشد به اينكه بنده بايد در جميع اقوال و افعال و احوال متذكر خدا باشد، چنانچه حضرت يعقوب ٧ در وصاياى خود به حضرت يوسف ٧ فرمود:
پسرم! در هيچ حالى خدا را فراموش مكن.
به هر حال سالك الى الله بايد حق تعالى را در هيچ حالى از احوال فراموش نكند چه در حال نعمت و چه در حال نقمت، چه در حال راحت و چه در حال شدت؛
[١]-« بسم الله يعنى نامگذارى مىكنم خودم را به سمهاى از سمات خداوند كه آن عبوديت است، عرض كردم: سمه چيست؟ حضرت فرمودند: سمه همان علامت است» بحار الأنوار: ٨٩/ ٢٣٠، باب ٢٩، حديث ٩.