ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٧٩
[٧] فصل فى النيّة
گفته بوديم كه نيّت[١] ببايد دانستن. پارسى «نيّت» خواستن دل بود كه چون دل كارى ديد كه مولى عزّ و جلّ[٢] آن كار را پسنديده است[٣] يا بفرموده است، دل به كردن آن[٤] برخيزد و چون دل به كارى[٥] برخاست، اندامها[٦] موافقت كند، چه دل ملك[٧] است و اندامها تبع.[٨] و آنكه رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم-[٩] فرموده است:[١٠] «نيّة المؤمن خير من عمله». نيّت[١١] مؤمن به از كار وى.[١٢] اهل معرفت چنين گفتهاند كه از بهر آن نيّت مؤمن به از كار ويست كه نيّت كار دل است و دل ملك[١٣] و كار ملك را قيمت بيش[١٤] باشد كه كار رعيّت را.
و خواجه ابو تراب نخشبى[١٥]- رحمه اللّه-[١٦] چنين گفته است كه نيّت كار بيداران است و بيدارى[١٧] بيكار نبود. مرد به نيّت به صد [a ٥٣] كار و به[١٨] هزار كار برسد و به تن به يك كار بيش نتواند رسيدن.
و در بنى اسرائيل وقتى تنگى بود،[١٩] مردى[٢٠] به بيابانى[٢١] بگذشت و بسيار ريگ
[١] -+ را.
[٢] - تعالى.
[٣] -« است» ندارد.
[٤] -+ كار.
[٥] - كار.
[٦] -+ نيز.
[٧] - ملكى.
[٨] -+ وى.
[٩] - ٧.
[١٠] - خبر داد.
[١١] - يعنى+.
[١٢] -+ است كه نيّت كار دل است و.
[١٣] - ملكى.
[١٤] -+ ازان.
[١٥] - نسفى.
[١٦] -+ تعالى.
[١٧] - بيدار.
[١٨] -« به» ندارد.
[١٩] - پديد آمد.
[٢٠] -+ صالح.
[٢١] - در بيابان.