ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٧٠
تمثيلها
آنكس كه تن را نشناخته بود- كسى را با مارى اندر خانه كنند، ١٣٦
ابليس و آدم (ع)، ٢٧٩
ابليس و ترسان نبودن ازو- بودن با سگ گزنده در يك خانه تاريك، ٥٥
احوال مؤمنان در ايمان- زنده و تندرست و قوىّ؛ زنده و بيمار و ضعيف، ٩٩
اسباب باطل نيست- كارد و سوزن و رشته
امر معروف كردن و شناختن جنبش تن- طعامى كه آدم مىخورد و سگ بيايد و بخورد، ٢٦٩- ٢٧٠
ايمان- انگشت افروخته، ٥٤
ايمان- جان، ٤٤
اين جهان و آن جهان- مردى كه هم زن دارد هم كنيزك، ٢٧٨
باطنى كه از معصيت پاك باشد و حلاوت طاعت- گل و شكر، ٢١٨
بيگانه اندر باطن- دزد در خانه، ١١
پارسايى با بىايمنى- به بام برآمدن بىنردبان و رسن، ٤٨
پارسايى- ده تير، ٦٧
ترك معاصى و حلاوت طاعت- اشترى كه پليدى خوردن عادت كرد و گوشت او خوردن روا نبود، ٢١٧
تن بنده بدون پيشآمد قضاى مكروه- ستورى به آخر بسته به او علف دهند و كار نفرمايند، ١٤٧
توكّل- بر كوه رفتن، ١٧٠
جان و ايمان- بيمار و طعامهاى خوش و داروى تلخ، ١٩٢
جان و ايمان- غذاهاى خوش و بيمار، ١٩٢، ١٩٣
حرص به مال و جاه- دو گرگ گرسنه اندر رمه گوسفندان، ٤
حكم باطن و حكم ظاهر- كعبه و نماز، ١٧٢
خشم خوردن- خوردن چيزى كه آخرش شيرين بود، ٢٥٣
خشم- آتش، ٢٥٣
دل مؤمن- بوستانى با دو آبخور، ٢٦٢
دل- قنديل، ٤٣