ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٨٤
برگيرند، بهره آن جهان بيشتر يابند. چه خبر است از رسول- صلى اللّه عليه و سلّم-:
«ما أخذ أحد شيئا من الدّنيا، إلّا نقص من آخرته، و إن كان كريما على اللّه». گفت: هيچكس چيزى نگيرد از دنيا الّا از آن جهان خويش بكاهد و هرچند كه اين بنده كريم بود به نزد مولى تعالى.
و آن خبر كه مىآيد از رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- كه چنين گفت كه درويشان امّت من به چهل سال پيش از توانگران به بهشت اندر آيند. و به يك روايت: به پانصد سال؛ همين معنى دارد- و اللّه اعلم- كه توانگر در دنيا آرزوها خورده است و درويش آرزوها فروخورده است، لاجرم درويش را پيش اندر آرند تا عوض آرزوهاى فروخورده، آرزوهاى بهشت پيش بخورد. و توانگر را ديرتر اندر آرند تا شمار آرزوهاى خود خورده بدهد كه به چه نيّت خورده؟ آنكه از حلال خورده باشد و آنكه در ميان عام مثل زنند كه «هرچه نخورى، يخنى است» معنى همين است.
و آدمى را ببايد دانستن كه گزاينده زيانكار دوستى دنياست نه مشغولى به دنيا، چه دوستى دنيا بنده را از دوستى دين مشغول كند و مشغولى به ظاهر به كارهاى دنيا، از كارهاى دين مشغول كند كه به زيادتى كارهاى دين نرسد و اين چندان زيان ندارد كه مشغولى از اصل دين.
و چون بنده را دوستى دنيا گرفت، عقوبت افتاد. اگر از دنيا بهره يابد يا نيابد. چه يكى از بزرگان چنين گفتهاند كه دوستان دنيا بر دو لوناند: يكى دنيا را دوست دارند و دنيا را يافته بوند و به شكر مشغول گشته و اين شكر مر اين طايفه را از مولى تعالى قطعيت بار آرد. و اندرين معنى منصور ابدال يك بيت گفته است:
|
هركه بىتو شاد باشد، جاودان بىتو شود |
هركه را از تو تو بايد از همه يك سو شود[١] |
|
و دوست دنيا ديگر آن بود كه از دنيا بهره نيابد و به شكايت مشغول شود و آن شكايتها مر او را از مولى تعالى لعنت بار آورد. و دنيا در اصل حشمت است و فراخ دستى. و دوستى اين هر دو آدمى را گزاينده است. و علامت دوستى دنيا آن بود كه اگر نيابد، دلش تنگ شود و تكلّف كند تا بيابد و اگر بيابد، به وى بيارامد و آن جهان را فراموش كند.
و آوردهاند كه مولى تعالى در كتاب پيشينيان چنين فرموده: اى فرزند آدم اگر دنيا را از تو
[١] - نسخههاى چين: هركه از تو نباشد آن همه يك سو شود. ر. ك: مقدمه مصحّح.