ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٥١
واژهها، تركيبات و افعال ناب فارسى و ساخته شده فارسى
آبادان كردن، ٢٧
آبادانى، ٢٧
آبخور، ٢٦٢
آبدست، ٧٧
آخريانى، ٨
آراسته، ١٤٨
آرام خام، ٤٥
آراميدن، ١٧١، ٢٠٩، ٢٦٧
آرزو آمدن، ٤٠
آرزوانه، ٩٨
آرزو كردن، ٧٤، ٧٥، ١٤٨
آرزو خوردن، ٢٨٤
آرزو فروخوردن، ٢٨٤
آرميدگى، ٢٣٤
آزارنده، ٢٧٠
آسانكارى، ٧٥، ٩١
آسودن، ٢٦٧
آشنا كردن، ٣٦
آگاهاندن، ٨٥
آمادگى، ١٢١
آمادگى كردن، ٤٩
آماده خواران، ١٥٢
آماسيدن، ١٧٤
آمدن (ياد كرده آمد)، ٦
آموزانيدن، ٩٩
آهستگى، ٧٧
ابرو ترش كردن، ٤٠
اچوخيدن، ١٩١
ادب كردن، ٤٠
ارخيده، ١٩٠
از دست بداشتن، ٢٣٣
از؟ بيرون انداختن، ٧٤
استادتر، ٣٢
افروشته، ٥٦
افشاريده، ١٩٨
امرد نغز، ٢١٣
امروزينه، ٨٨، ١٦٢، ١٦٣
امشبينه، ١٦٣
امل دراز كردن، ١٦٣
امّيد دارنده، ٦٦
انبان، ١٥٤
اندخسيدن، ١٠، ٥٥، ٦٣، ١٢٧، ١٣٦، ١٦٤، ١٧١، ١٦٩، ٢٣٢
اندر آمدن، ٢١٠
اندرخور ايمان بودن، ١٨٩
اندر خورد (چيزى بودن)، ١٩٠
اندر دميدن، ٢٤٩
انگشت، ٥٤