ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٣٢
گنگ شود و فكرت بخسبد. و هركه آمدنى را آمده بتواند ديدن كار آمدنى را بسازد. چون مرگ آمدنيست[١] كار مرگ را بسازد و قيامت آمدنيست چون او را ديد[٢] دنيا برو[٣] قيامت گردد. هركه دنيايش قيامت گردد، قيامتش سلامت گردد. و دنيا قيامت گشتن آن بود كه حضرت مولى عزّ و جلّ مىفرمايد[٤] كه روز قيامت بنده[٥] گويد كجا گريزيم؟ چنانكه مىفرمايد: «يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ كَلَّا لا وَزَرَ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ» [القيامة/ ١٠- ١٢] يعنى[٦] آدمى گويد كجا گريزم[٧] امروز؟ فرمان آيد از مولى تعالى كه حقا كه هيچ گريزگاه نيست ترا [a ١٥٠] امروز جز من. بايد كه امروز جز به مولى عزّ و جلّ نيندخسد، خاصّه كه فرمان بينند كه «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» [الذّاريات/ ٥٠] از همه به من گريزيد. و ديگر جهد كنند تا هرچه در روز قيامت نتوانند كرد[٨] امروز بكنند. چون كسى مرگ را و قيامت را ياد كند، اين نشانيها- كه ياد كرديم- ازو پديد نيايد، معلوم شود كه تفكّر وى درست نيست و[٩] از نفس خاسته است.[١٠] و اللّه اعلم.[١١]
***[١٢]- در حديث است كه چون خداوند تعالى بندهاى را بيدارى خواهد بخشيد، او را سه چيز كرامت كند: اوّل آنكه او را در دين فقيه گرداند، دوم به عيب نفس خويش بينا گرداند، سيم دنيا را- چنانكه هست- به وى بازنمايد.
معروف كرخى- رحمة اللّه عليه- گفته است كه چون حقّ سبحانه و تعالى به بندهاى خير خواهد داد در عمل خير بر وى بگشايد و در سخن بر وى ببندد تا آنچه زيان اوست، نگويد.
ديگر گفت: طلب بهشت بىعمل تباهست و انتظار شفاعت رسول- ٧- بىنگاهداشت سنّت وى محال است و امّيد داشتن رحمت خداوند عزّ و جلّ در بىفرمانى
[١] -+ هر آينه.
[٢] - چون آمده ديد.
[٣] - دنياش.
[٤] - خبر داد.
[٥] - آدمى.
[٦] - پارسى تازى اين بود.
[٧] - آدمى گويد آن روز يعنى روز قيامت كجا گريزم.
[٨] - تحمل نتواند كردن.
[٩] -+ آن تفكّر.
[١٠] -+ و آن تفكّر را اعتبارى نباشد.
[١١] - و هو اعلم.
[١٢] (*). عبارت بين علامت*--*[ در حديث است ... ضايع گذارد، و اللّه اعلم] درP ندارد. اين مطلب درT برگa ١٤٢-b ١٤٤ در آخر« فصل فى حلاوت طاعت» آمده است. چون متعلق به تفكّر بوده، در اينجا اضافه كردهايم.