ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٣٣
خطاست.
و شيخ سرىّ سقطى- رحمة اللّه عليه- گفت كه مرا معروف گفت كه اى سرىّ! چون ترا به خداوند تعالى حاجت باشد بگو به حرمت معروف كرخى كه حاجت مرا برار، درحال اجابت شود. بعد از وفات او محمّد حسن- رحمه اللّه- گفت: معروف را به خواب ديدم، گفتم:
خداوند تعالى با تو چه كرد؟ گفت: با من رحمت كرد [b ١٤٢] و مرا بيامرزيد. گفتم: به سبب زهد و ورع؟ گفت: نى. گفت: به مقبولى يك سخن كه از پسر سمّاك شنيدم به كوفه. گفت:
هركه به جملگى از خداوند تعالى برگردد خداى تعالى به جملگى از وى بازگردد و هركه به خداى تعالى بازگردد خداى تعالى به رحمت برو بازگردد و همه خلق را بدو بازگرداند. اين سخن در دل من افتاد، به خداى تعالى بازگشتم و از جمله شغلها دست بداشتم و به خدمت على بن موسى الرضا- رضى اللّه عنهما- شدم و اين با او بگفتم. گفت: اگر بندهاى، اين كفايت است ترا. و گفت: علامت اولياى خداى تعالى سه چيز است: يكى آنكه انديشه ايشان از خداى تعالى بود و قرار دل ايشان با نام خداى تعالى بود و شغل ايشان كار خداى تعالى بود.
و يكى از بزرگان- رحمه اللّه- چنين گفته است كه مؤمن مىبايد كه پيوسته ازين پنج غم خالى نبود تا زنده باشد كه اين پنج غم تخم شاديست. يكى آنكه اين گناهان او را خداى عزّ و جلّ عفو كرده است يا نى؟ دوم اين طاعت كه مىكند قبول افتاده است يا نى؟ سيم آنكه ختم كار وى بر سعادت خواهد بود يا نى؟ چهارم آنكه منزل وى بهشت خواهد بود [a ١٤٣] يا دوزخ؟ پنجم آنكه خداى تعالى از من خشنود هست يا نى؟ كه غم دوستان خداوند تعالى اين بوده است. ديگر بنده بايد كه اگر سه كار نكند بارى بايد كه سه كار نكند. اگر افزونى طاعت نكند بارى معصيت نكند؛ دوم اگر نيكى به كسى نتواند كرد بارى بدى نرساند؛ سيم اگر ذكر خداى تعالى بسيار نتواند گفت بارى بدى مردم نگويد كه از نهى كرده خداى تعالى دور بودن را ثواب بيش از آن است كه در طاعت است. همچنانكه امر خداى تعالى بر بنده فرض است از نهى كرده وى دور بودن نيز فرض است.
عن تنبيه عالم بزرگ دين فقيه ابو اللّيث سمرقندى- رحمة اللّه عليه- قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم: «تفكّر ساعة خير من عبادة سنة» يعنى تفكّر كردن ساعتى در صفات