ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٠٠
است كه رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- فرمود:[١] «إذا عظّمت أمّتى الدّنيا نزعت [منها] هيبة الإسلام، و إذا تركت الأمر بالمعروف و النّهى عن المنكر، حرمت بركة الوحي. و إذا تسابّت أمّتى سقطت من عين اللّه- تعالى-». رسول- صلّى اللّه عليه و سلم- فرمود كه چون امّت من دنيا را بزرگ دارند مولى عزّ و جلّ شكيب[٢] مسلمانى از ايشان[٣] بردارد و چون علما امر معروف و نهى منكر به جاى مانند مولى عزّ و جلّ بركت وحى از ايشان بازدارد و چون دشنام دادن عادت كنند به نزد مولى تعالى خوار[٤] شوند. و خواجه محمد بن على[٥] التّرمذى[٦] هر سه معنى را بيان كرده است.[٧] آنكه گفت كه چون دنيا را بزرگ دارند شكيب مسلمانى[٨] ازيشان بازدارد[٩] معنى آن است[١٠] كه بزرگ داشتن[١١] از دوست داشتن[١٢] [b ٦٤] خيزد و هركه دنيا را دوست دارد، بنده دنيا گردد و بنده تا آنگاه باشكوه بود كه خاصّ بنده مولى عزّ و جلّ بود و چون بنده دنيا گشت، وى را[١٣] شكوه نماند، چه بنده را[١٤] حرمت از بهر خداوندش دارند. نبينى كه تا غلام آن مرد بازارى بود، وى را كس حرمت ندارد و چون آن محتشم[١٥] گردد، وى را[١٦] حرمت دارند. چون از[١٧] سلطان گردد، حرمتش زيادت گردد تا همان خواجه پيشين[١٨] ورا حرمت دارد. و ديگر معنى آن بود[١٩] كه تا باطنش ويران نشود مر خواركرده مولى عزّ و جلّ را بزرگ ندارد و چون باطن ويران گشت[٢٠] ظاهر را شكوه نماند. و آنكه گفت چون امر معروف و نهى منكر به جاى مانند، بركت وحى از ايشان بازدارد، معنى آن است[٢١] كه چون علما امر معروف و نهى منكر به جاى مانند يعنى خلق را پند ندهند و منفعت علم خويش ازيشان بازدارند، مولى عزّ و جلّ بركت وحى ازيشان بازدارد. و بازداشتن[٢٢] بركت وحى بدان بود كه مرد قرآن مىخواند و پارسى و تازى مىداند وليكن به دل وى هيچ اثر نكند. نه به وعدهها دلش را نشاط طاعت پديد آيد و نه به وعيدها دل وى[٢٣] بترسد تا از معاصى پرهيزگارتر شود، و نه از [a ٦٥]
[١]- گفت.
[٢]- هيبت شكوه.
[٣]-+ باز.
[٤]-T : خار.
[٥]-+ الحكيم.
[٦]-+ رحمة اللّه تعالى.
[٧]-+ و گفته يعنى.
[٨]- شكوه اسلام.
[٩]- بردارد.
[١٠]-+ و اللّه اعلم.
[١١]-+ دنيا.
[١٢]-+ دنيا.
[١٣]- ورا.
[١٤]-+ شكوه و.
[١٥]- محتشمى.
[١٦]- ورا.
[١٧]- آن.
[١٨]- پيش.
[١٩]-« بود» ندارد.
[٢٠]- شود.
[٢١]-+ و اللّه اعلم.
[٢٢]- برداشتن.
[٢٣]- دلش.