ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٧٣
|
جز رنج تن نديدم و ندوه دل فزودن[١] |
وز بهر طمع دنيا مر سفله را ستودن[٢] |
|
و يكى از بزرگان چنين گفته است كه اگر كسى ترا بپرسد[٣] كه امّيد تو به مولى عزّ و جلّ[٤] چگونه است؟ تو چنين گويى كه قويّست. بايد كه چنين بودى وليكن خطر است كه نيست، چه اگر ترا سرمايهاى بود و آن سرمايه را به سفر فرستاده باشى و كسى ترا خبر دهد كه آن سرمايه را[٥] دزدان بردند، خداى عزّ و جلّ داند كه بر دل تو چند رنج است از انديشه آن سرمايه.[٦] پس پديد آمد كه دلبستگى[٧] بدان[٨] سرمايه بيش از آن است كه به مولى عزّ و جلّ.[٩]
خوف و رجا اين است كه ياد كرده شد و مانند رجا ايمنى است و تمنّى كه[١٠] بنده در تمنّى و ايمنى افتاده بود[١١] آن را امّيد [a ٤٩] پندارد. و علامت آنكس آن بود كه به طاعتها كاهل بود و چنين پندارد كه اين از بسيارى امّيد است و آن از آن است[١٢] كه نداند كه قوّت امّيد را[١٣] از كجا بايد جستن. قوّت امّيد را به حقّ روزى پذيرفته بايد جستن چه مولى عزّ و جلّ[١٤] مر همه بندگان را روزى پذيرفته است، چنانكه مىفرمايد قوله تعالى: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها» [هود/ ٦]. هيچ[١٥] رونده نيست در روى[١٦] زمين الّا[١٧] روزى وى بر مولى عزّ و جلّ است. مرو را از جستن روزى باز نمىدارد با آنكه در قرآن فرمان روزى نيست. پس ببايد دانستن كه بسيارى امّيد بنده به رحمت مولى عزّ و جلّ[١٨] مر بنده را در طلب بهشت كاهلى نبايد[١٩] خاصّه كه[٢٠] مولى عزّ و جلّ[٢١] مر مؤمنان را طلب كردن بهشت فرموده[٢٢] چنانكه مىفرمايد:[٢٣] «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ»[٢٤] [بنى اسرائيل/ ١٩]. خبر داد كه هركه او[٢٥] بهشت خواهد و بهشت را طلب كند و او گرويده[٢٦] بود ما او[٢٧] را بهشت دهيم.
[١] - جز رنجگى نديدم و اندوه ...
[٢] - به چون به طمع دنيا[ كذا] ...
[٣] - پرسد.
[٤] - تعالى.
[٥] - ترا.
[٦] - چه رنج رسد از آن انديشه.
[٧] -+ تو.
[٨] - به آن.
[٩] - تعالى+ نشان.
[١٠] - آنكه.
[١١] -+ و.
[١٢] - بود.
[١٣] -« را» ندارد.
[١٤] - تعالى.
[١٥] - تعالى.
[١٦] -« روى» ندارد.
[١٧] - مگر آنكه.
[١٨] - تعالى.
[١٩] - كاهل نيارد.
[٢٠] -+ مؤمنان را.
[٢١] - تعالى.
[٢٢] -+ است.
[٢٣] -+ قوله تعالى.
[٢٤] -+ فاولئك كان سعيهم مّشكورا.
[٢٥] -+ است.
[٢٦] - وى مؤمن.
[٢٧] - وى.