ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١١٠
قناعت بسنده كردن بود به يافته از نايافته. و گفتهاند: «القناعة ملك خفيّ و الرّضاء بالقضاء عيش هنيّ». گفت: خورسندى[١] ملك پوشيده است و رضا به قضا عيش گوارنده[٢] و توانگرى به حقيقت خورسندى[٣] است.
و آوردهاند كه مولى عزّ و جلّ مر يكى را از پيغامبران- عليهم السّلام- چنين فرمود كه من پنج چيز در پنج چيز[٤] نهادهام و بندگان من غلط مىجويند و نيابند. من توانگرى در خورسندى[٥] نهادهام، ايشان در حريصى مىجويند و نيابند، و عزّ را در طاعت خود نهادهام و ايشان به در سلطان مىجويند و نيابند،[٦] و خشنودى خود را در رنج تن نهادهام و ايشان در كاهلى مىجويند و نيابند، و حكمت در شكم تهى نهادهام، ايشان در سيرى[٧] مىجويند و نيابند، و ايمنى را در بهشت وعده كردهام و ايشان در دنيا مىجويند و نيابند.[٨] و خورسندى[٩] آن بود كه چون بايست خويش[١٠] [a ٧٢] يافت در پى[١١] آرزوهاى تن[١٢] نرود، چه آرزو را حدّ پيدا نيست.
و يكى از شاعران چنين گفته است:
|
هركه را بهره داد ايزد فرد |
تندرستى و امن و پوشش و خورد |
|
|
زين جهان بهره تمام بيافت |
گو به گرد فضول هيچ مگرد |
|
|
كانچه افزون ازين بود، آزست |
آز را خاك سير نتوان كرد[١٣] |
|
و اگر[١٤] خواهد تا به خورسندى[١٥] رسد بايد كه به كارهاى دنيا به فرود از خويشتن[١٦] نگرد تا خورسندى افزايد و به كارهاى دينى به بلندتر[١٧] از خويشتن[١٨] نگرد تا حرص افزايد در دين. و همچنين به خبر آمده است از رسول- صلّى اللّه عليه و سلم- و به معنى خبر دو بيت به تازى گفتهاند:
[١]- خورسند خوارى.
[٢]-+ است.
[٣]- خورسند خوارى.
[٤]- پنج چيز را به پنج جاى.
[٥]- خرسند خوارى.
[٦]-« و عزّ را ... و نيابند» ندارد.
[٧]- سير خوردن.
[٨]-« ايمنى را ... نيابند» ندارد.
[٩]- خورسند خوارى.
[١٠]- خود.
[١١]- به دم.
[١٢]-« تن» ندارد.
[١٣]-T : آز را سير كى تواند كرد؛P : آز را خاك سير نتوان كرد.
[١٤]- هركه.
[١٥]- خورسند خوارى.
[١٦]- خويش.
[١٧]- برتر.
[١٨]- خويش تن.