ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٥٧
روايت ديگر آن است كه فرمود كه اى عيسى در تنهايى با من چنان باش كه يحيى، و اى يحيى با بندگان من چنان باش كه عيسى.
و در صفات رسول- ٧-[١] آوردهاند كه «كان النّبى- ٧- بسّاما[٢] من غير ضحك». رسول- ٧- پيوسته خندان بودى.[٣]
خواجه حكيم را پرسيدند: بهشتى را در دنيا علامت چه بود؟ گفت: لب پرخنده و زبان پرسنده و دست بخشنده و دل بخشاينده.
و نيز گفتهاند: «المروّة شىء هيّن، و وجه طلق، و لسان لّن». گفتا: مروت وجه خير است آسان روى تازه داشتن و زبان چرب داشتن.
امير المؤمنين- كرم اللّه وجهه-[٤] گفت: «من لانت كلمته وجبت محبّته». گفت: هركه سخن او چرب[٥] بود دوستى او واجب بود.
گفتهاند: «الخوف كنية الحمق». درشتى زبان نشان بىخردى است. پس پديد آمد كه چربسانى[٦] خردمنديست.
و خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- گفته است هيچ علامتى بر بدبختى بنده ظاهرتر از زبان درشت نيست كه زبان درشت نشان تنگدلى بود و تنگدلى نشان بدبختى- نعوذ باللّه-[٧] چنانكه مىفرمايد: [a ١٦٢] «وَ مَنْ[٨] يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً» [الانعام/ ١٢٥] يعنى[٩] هركه را خواسته باشيم كه گمراه كنيم دل وى را تنگ گردانيم.[١٠]
و تازهرويى و چربزبانى وقتى نيك[١١] بود كه نفس بر وى چيره نبود تا حدّ و جايگاهش نگاه تواند داشت.[١٢] چه كسى بود كه تازهروى[١٣] و چربزبان بود وليكن حدّهاى شريعت را
[١] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٢] - كان رسول اللّه- صلى اللّه عليه و سلّم- بشّاشا.
[٣] -+ خندانروى بودى بىخنده.
[٤] - از امير المؤمنين على رضى اللّه تعالى عنه چنين آوردهاند كه+ گفت.
[٥] - نرم.
[٦] -+ نشان.
[٧] - ندارد.
[٨] - در هر دو نسخه:« فمن» كه در اصل:« فمن يّرد اللّه» بخشى از همين آيه است: فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ ...
[٩] - خداى عزّ و جلّ خبر داد كه.
[١٠] -+ و خواجه حكيم رحمه اللّه تعالى گفته است كه نرم سخنى آنوقت قيمت دارد كه درشت خوى را نرم جوابدهى تا قيمت مرد پيدا شود.
[١١] - آنگاه پسنديده.
[١٢] - بتواند نگاه داشتن.
[١٣] -+ بود و با همه كس روى تازه دارد و با نيك و بد+ چربزبان بود.