ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٤
كسانى كه خردمندان بودهاند[١] بدتر خوردهاند و طعام نيكوتر عيال و فرزندان را دادهاند.
چه در مناقب امام اعظم ابو حنيفه[٢] از پدر خويش به املا نوشتهام: «كان ابو حنيفة يأكل الخبز الخشن و يعطى[٣] اهله الحوّارى».[٤] خود نان خشك خوردى و آرد نابيخته،[٥] و اهل خود را نان سفيد دادى. معنى آنكه امام[٦] ابو حنيفه- رحمة اللّه عليه-[٧] نان نابيخته خوردى.
گفت:[٨] سنّت رسول- ٧-[٩] آن بود كه وى نان نابيخته خوردى. و در[١٠] خبر آمده است از رسول- ٧-[١١] كه گفت: «شرار امّتي الّذين يأكلون مخّ الحنطة». گفت: بدان امّت آنهااند كه مغز گندم خورند. وليكن امام ابو حنيفه- رحمة اللّه عليه-[١٢] بر اهل خويش بار سنّت ننهادى چه بترسيدى كه طاقت ندارند.[١٣] و اصل اين آن است كه آوردهاند از رسول- ٧-[١٤] كه در آن حجرهاى كه خاصّ وى بودى، هيچ شب براى فردا[١٥] [a ٢٤] چيزى نماندى، و مر عيالان خويش را يك ساله قوت[١٦] بدادى چون فراخدستى بودى. چون كسى را قوّت آن نبود كه نان نابيخته خورد و يا جوين،[١٧] چنان نبايد كه خود نان نيكوتر خورد و كسان خويش را نان بدتر،[١٨] چه اين غايت بىمروّتى بود.[١٩]
آوردهاند كه رسول- ٧-[٢٠] چنين گفت كه بدانيد[٢١] كه اين بندگان شما بندگان خداى عزّ و جلّ[٢٢] اند و از پوست و گوشتاند. هركه از بندگان با شما بباشند[٢٣] همانكه[٢٤] خوريد، ايشان را همان دهيد و همانكه خود پوشيد، ايشان را همان پوشانيد و كارى مفرماييد كه ايشان طاقت آن ندارند[٢٥] و هركه با شما نخواهد،[٢٦] بفروشيد.
و آوردهاند كه آخرين وصيّت رسول- ٧-[٢٧] اين بود كه گفت: «الصّلاة و
[١] -+ طعام بتر خود خوردهاند.
[٢] -+ رحمه اللّه تعالى.
[٣] -T در متن: يعطى و در حاشيه: يطعم،P : يطعم.
[٤] - الجوارى.
[٥] - يعنى خود نان خشك نابيخته خوردى.
[٦] -« امام» ندارد.
[٧] - رحمه اللّه تعالى.
[٨] - آنست كه.
[٩] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٠] - به.
[١١] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٢] - رحمه اللّه تعالى.
[١٣] - نيارند.
[١٤] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٥] - مر فردا را.
[١٦] - قوت يك ساله.
[١٧] -+ خورد نيز.
[١٨] - كسان خود را بتر دهد.
[١٩] - باشد و.
[٢٠] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٢١] -T : ندانيد.
[٢٢] - تعالى.
[٢٣] - بباشد بداريد.
[٢٤] -+ خود.
[٢٥] - نيارند.
[٢٦] - نباشد.
[٢٧] - صلى اللّه عليه و سلّم.