ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١١٢
است،[١] و هركه را مال از بهر قوّت دل بايد هرچند بسيار بيايد[٢] دلش قوىّ نشود، از بهر آنكه مال بسيار را[٣] همچنان هلاك صورت بندد كه مال اندك را. و حريص را به دنيا ابليس بفريبد. چون هزار درم دارد مثلا به وى چنين نمايد كه هزار درم اندك است اگر[٤] ترا د [ه] هزار درم شود دل قوىّتر شود[٥] و عيش تو خوشتر[٦] شود. و چون به ده هزار رسيد باز به وى چنين نمايد كه ده هزار اندك بود و اگر به پنجاه هزار رسد دل تو قوىّ شود.[٧] و اگر به صد هزار رسد كه دل قوىّ نشود[٨] از بهر آنكه پنجاه هزار دينار[٩] سپرى شدن[١٠] صورت بندد همچنانكه مر هزار را. اگر كسى خرد دارد در پى[١١] فريب ابليس نرود و به ورزش پنجاه هزار دينار مشغول نشود، چه يكى كه هزار درم دارد مر يكى را كه صد هزار درم دارد نگه كند مثلا[١٢] و احوال آنكس معلوم كند. چون بيند كه دل آنكس هيچ قوىّتر نيست از دل وى[١٣] و عيش وى خوشتر نى [b ٧٣] بلك آنكس را ضعيفتر بيند و به ورزش زيادتى حريصتر داند كه فريب ابليس است چه بسيارى مال توانگرى دل نيارد. دليل برين آن است كه مولى عزّ و جلّ مىفرمايد:[١٤] «قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً». [بنى اسرائيل/ ١٠٠]. مولى عزّ و جلّ مىفرمايد مر رسول را- صلى اللّه عليه و سلّم- كه بگويشان كه اگر[١٥] مثلا بر خزينههاى رحمت مولى پادشاه گرديد آخر نياريد به كار بردن از بيم سپرى شدن، چه آدمى را طبع بر سخت نگاه داشتن مال است.[١٦]
و رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- خبر داده است كه «ليس الغناء بكثرة العرض، ولكن الغناء غنى القلب». پارسى اين است كه توانگرى نيست به بسيارى مال[١٧] ولكن توانگرى، توانگرى دل است. چه اگر تأمّل نكند به دم فريب ابليس رود خطر بود كه پيش از آنكه
[١]- آيد.
[٢]- يابد.
[٣]-+ ورا.
[٤]- ار.
[٥]- دل تو قوىّ گردد.
[٦]-« تر» ندارد.
[٧]- پنجاه هزار بايد ورزيدن تا دل تو قوىّ گردد.
[٨]- و چون آن پنجاه هزار شود دل تو قوىّ نشود.
[٩]-« دينار» ندارد+ را.
[١٠]-+ هلاك شدن.
[١١]- به دم.
[١٢]- چه يكى كسى را نگاه كند كه وى مثلا صد هزار درم دارد.
[١٣]- از دل كسى كه هزار درم دارد.
[١٤]-+ قوله تعالى.
[١٥]-+ شما.
[١٦]- سخت داشتن است.
[١٧]- خواسته.