ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٥٣
كلمه[١] شهادت گويند[٢] وليكن در دل شادى يافت ايمان نيابند. چون اين شش چيز در ايشان جمع[٣] شود مولى عزّ و جلّ[٤] مر اهل آن زمان[٥] را به ده چيز عقوبت كند، يكى آنكه به رنج[٦] تن ايشان بيفزايد، دويم[٧] آنكه بركت از كسب ايشان بردارد، سيم[٨] آنكه مالهاى ايشان از حرام گرداند، چهارم آنكه به وامهاى گران درافتند،[٩] پنجم آنكه به[١٠] زبان ايشان سخن بيهوده و غيبت بسيار رود، ششم آنكه مر ايشان را حميّت دين نبود، هفتم[١١] آنكه دلهاى ايشان به حسنت[١٢] نگرايد، هشتم آنكه از خويشان[١٣] ببرند از بهر مال، نهم آنكه دعاى بد ايشان[١٤] بر ايشان پيوسته شود، دهم آنكه [a ٣٦] چون ملك الموت- ٧- بيايد ايشان را با غم نان يابد. معنى اين سخن آن بود كه غم ايمان و غم جان فراموش كرده باشند[١٥] و به غم نان مشغول شده.[١٦]
و به اوّل كتاب ياد كرده شده بود كه چون يقين بر دل چيره شود دل از شك ترسان شود. و معنى اين بود[١٧] كه به نور يقين تاريكى شكّ[١٨] بتواند ديدن. دليل بر آنكه آورده [اند][١٩] كه مردى[٢٠] رسول را- ٧-[٢١] سؤال كرد كه به دل من وسوسهها[٢٢] مىآيد كه اگر از آسمان فرو افتم و پاره [پا] ره شوم از آن بهتر[٢٣] دارم كه آنچه به دل من مىآيد به زبان بگويم. رسول گفت- صلى اللّه عليه و سلّم-: دل[٢٤] را چگونه مىيابى بر مسلمانى؟ گفت: استوار. رسول- ٧- گفت: «ذاك[٢٥] محض الإيمان».[٢٦] اين خبر را دو تأويل كردهاند؛ بعضى[٢٧] گفته[٢٨] اند:[٢٩] آن از پاكى ايمان تست. معنى آن است كه اگر[٣٠] تو روشن نيستى از وسوسه آگاه نشدى[٣١] چه تا خانه روشن نبود كسى كه به خانه
[١] -« كلمه» ندارد.
[٢] - مىگويند.
[٣] - پيدا+ و در ايشان جمع گردد.
[٤] - تعالى.
[٥] - زمانه.
[٦] - رنجبر.
[٧] - دوم.
[٨] - سيوم.
[٩] - اندر افتد.
[١٠] - بر.
[١١] - و+.
[١٢] - در حاشيه نسخه بدل آن: به حسد.
[١٣] - خويشها.
[١٤] - مسلمانان.
[١٥] - باشد.
[١٦] - گشته باشد.
[١٧] -+ آن.
[١٨] -+ را.
[١٩] -[] ازP افزوده شد.
[٢٠] -+ مر.
[٢١] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٢٢] -+ اندر.
[٢٣] - بهتر از آن.
[٢٤] -+ خود.
[٢٥] - ذلك.
[٢٦] -+ گفت آن از قوّت ايمان تست.
[٢٧] -+ چنين.
[٢٨] -+ آنكه گفت از قوّت ايمان تست معنى آن بود كه اگر.« آن از پاكى ايمان تست» ندارد.
[٢٩] -+ آنكه گفت از قوّت ايمان تست معنى آن بود كه اگر.« آن از پاكى ايمان تست» ندارد.
[٣٠] -+ دل.
[٣١] - نشوى.