ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١١٣
پنجاه هزار دينار ورزد، عمر وى[١] سپرى شود و از ورزش دين فرو[٢] ماند. و چون مرد به حلال ورزيدن حريص بود به شبهت و حرام ورزيدن افتد، چه حريصى به حلال به حرام درافكند و هرچند مرد مال بيشتر ورزد[٣] ترس درويشى در دل [a ٧٤] وى بيشتر شود.
و خواجه ابو بكر ورّاق را- رحمة اللّه عليه- پرسيدند از تأويل آنچه مولى عزّ و جلّ فرموده است در كتاب پيشينيان: «عبدى يعصيني ليستغنى، فإذا استغنى افتقر». گفت: بنده[٤] مرا بىفرمانى كند[٥] و از حرام ورزد تا توانگر شود، چون توانگر شد[٦] درويش شود. مرين را دو جواب گفتهاند:[٧] يكى چنين گفتهاند[٨] كه اگر از مال توانگر شود به[٩] طاعت درويش شود و اين ظاهر است و جواب ديگر[١٠] آنكه هركه وى توانگرى طلب كند تا ترس درويشى از دل وى كمتر شود مولى عزّ و جلّ ترس درويشى را در دل او زيادت كند، چه ترس درويشى عقوبت است و با ترس درويشى مزه عيش نبود. و از عداوت به نصيحت خواندن آن بود كه چون مرد مقرّ آمد كه دشمنترين دشمنان هواى تن است و يا ابليس، جهد كند تا دشمنتر هواى تن را دارد و ابليس را، چه دشمناكى[١١] ابليس فريضه است، چه مولى عزّ و جلّ فرموده است:[١٢] «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» [فاطر/ ٦].
ديو[١٣] مر شما را دشمن است دشمن گيريد ورا.[١٤] و مؤمن دوست است و دوست گيردش [b ٧٤] و برادر، چه مولى عزّ و جلّ در قرآن چنين فرموده است:[١٥] «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» [الحجرات/ ١٠]. گفت: مؤمنان مر يكديگر را برادراناند خوبى كنيد ميان برادران.
و رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- چنين فرموده است: «الا إنّ الدّين النّصيحة». گفت:
دين نصيحت است.
و خواجه حكيم- رحمه اللّه- چنين گفت[١٦] كه كمترين درجه نصيحت آن است كه مسلمانان را بد نخواهى و ميانهتر آن است كه همچون خويشتن خواهى و برترش آن
[١]- عمرش.
[٢]- دور.
[٣]- هرچند مردم حرام بيش ورزد.
[٤]-+ من.
[٥]- مىكند.
[٦]- شود+ باز دلش.
[٧]- داده است.
[٨]- گفته است.
[٩]- از.
[١٠]-+ چنين گفتهاند.
[١١]- دشمنايگى.
[١٢]-+ قوله تعالى.
[١٣]- ابليس.
[١٤]- گيريدش.
[١٥]-+ قوله تعالى.
[١٦]- گفته است.