ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٦
قبل الخاصّة». هرگز[١] عامّه تبه نشود تا خاصّ تبه نشود.
و فقيه ابو اللّيث- رحمة اللّه عليه-[٢] چنين آورده است در تنبيه از رسول- ٧-:[٣] چون علما[٤] به دنيا بر حلال حريص شوند، عام شبهت خواره شوند و چون علما[٥] شبهت خواره شوند، عام حرامخواره شوند و چون [b ١٨] علما[٦] حرامخواره شوند عام را بيم بود كه كافر شوند، چه حرام را حلال دارند و چنين گويند اگر نشايستى[٧] علما نكردندى.[٨]
و آفت بعض[٩] علماى روزگار را[١٠] از آنجا[١١] مىافتد كه خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه-[١٢] بيان كرده است در تصنيف خويش كه: يكى از بزرگان چنين گفته است كه به روزگار پيشين علما نخست عبادت آموختندى[١٣] و آنگاه به آموختن علمهاى زيادتى مشغول شدندى، لاجرم خويشتن[١٤] خوب توانستندى زيستن و هم خلق به سبب ايشان خوب گشتندى.
و معنى اين[١٥] كه گفتهاند: «ادب النفس خير من ادب الدّرس». يعنى ادب نفس به از ادب درس است، آن[١٦] است كه هركه اين علمها حاصل ناكرده به ادب درس مشغول شود و احوال باطن خويش نشناسد و ادب بندگى با مولى عزّ و جلّ[١٧] نشناسد و ادب معاملت با خلق نشناسد، ادب درس مر او را بر ندهد.
و عبد اللّه بن المبارك- رحمة اللّه عليه-[١٨] چنين گفتى كه اگر كسى شنوم كه علم اوّلين و آخرين جمع كرده است كه او[١٩] را ادب نفس نبود، من آرزوى ديدار او[٢٠] نخواهم و اگر [a ١٩] كسى شنوم كه وى را ادب نفس بود،[٢١] آرزوى ديدار وى خواهم هرچند با وى علمهاى زيادتى نبود و اگر نتوانم ديدن، دريغ خورم.
[١] - يعنى+.
[٢] - رحمه اللّه تعالى.
[٣] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٤] - عالمان بر.
[٥] - عالمان.
[٦] - عالمان.
[٧] - نشايدى.
[٨] - نكنندى.
[٩] - بعضى از.
[١٠] -« را» ندارد.
[١١] - از اينجا.
[١٢] - رحمه اللّه تعالى.
[١٣] -+ و باز عبوديت.
[١٤] -« خويشتن» ندارد.
[١٥] -+ سخن.
[١٦] - ادب+.
[١٧] - مولى تعالى.
[١٨] - رحمة اللّه تعالى.
[١٩] - وى.
[٢٠] - وى.
[٢١] - باشد.