ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٥٨
نگاه نتواند داشت[١] يعنى قهقهه خندد و سخن فحش گويد. اين تازهرويى را قيمت نبود از آنكه نفسانيست.[٢] و خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- گفته است كه آن تازهرويى را قيمت بود كه كسى برو حاجت برد، او روى تازه دارد.[٣] و در خانه خويش تازهرويى آن زمان با قيمت بود[٤] كه كسى ورا[٥] درشت گويد، او چرب گويد.[٦]
و مروّت به اصل دو چيز است: يكى آنكه[٧] بد خويش از خلق بازدارد[٨] و بار خلق بىناليدن بكشد[٩] و به[١٠] خلق خداى نيكويى كند[١١] به تن يا به مال.
خواجه حكيم در تأويل اين خبر رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- فرموده است كه «خير الناس من ينفع الناس، و شرّ النّاس من يضرّ النّاس».[١٢] مىگويد: بهترين مردمان آنكس است كه مردمان را از وى منفعت است.[١٣] چنين گفتهاند كه درجه [b ١٦٢] منفعت كسى[١٤] سه است:
يكى درجه از همه بلندتر است و بر بنده واجبتر و نايافتهتر و به نزد عام درجه وى كمتر و آن بازداشتن رنج و آزار خويش است از مسلمانان.[١٥] و درجه ديگر ميانهتر است و از واجبى به كرانهتر است و آن بار خلق كشيدن است. و سيم[١٦] درجه فروتر است و با قيمتتر[١٧] و به نزد خلق[١٨] بزرگتر و آن نيكوكردارى بود با خلق.
و صدق مروّت آن بود كه اين همه كه كند با بندگان[١٩] از براى[٢٠] خداى تعالى كند و مكافات و ستايش از خلق طمع ندارد. و كس بود كه ورا مروّت بود و ديانت نى وليكن صورت نبندد كه كسى را ديانت بود و مروّت نبود[٢١] فلذلك قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم: «لا دين لمن لا مروّة له». دين نيست مر آنكس را كه مروّت نيست. نگفت: مروّت نيست مر آنكس را كه دين نيست كه[٢٢] منفعت مروّت آشكار است. و چون مرد را خرد بود،
[١] - داشتن.
[٢] - چه پديد آيد كه نفسانى است.
[٣] - تازهرويى آن با قيمت بود كه به وقت آنكه كسى به وى حاجتى بردارد، روى خود را تازه دارد.
[٤] - و با اهل خانه خويش روى تازه دارد و چربزبان آن با قيمت بود.
[٥] - وى را.
[٦] - چرب جواب گويد.
[٧] -« يكى آنكه» ندارد.
[٨] - بازداشتن.
[٩] - بار خلق كشيدن بىناليدن.
[١٠] - با.
[١١] - كردن.
[١٢] -« شرّ ... النّاس» ندارد.
[١٣] - برسد.
[١٤] - منفعتى خلق.
[١٥] - از خلق.
[١٦] - سيوم.
[١٧] - يافتهتر.
[١٨] - به نزد عام+ درجه وى.
[١٩] -« با بندگان» ندارد.
[٢٠] - از بهر.
[٢١] - نى.
[٢٢] - چه.