ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٠٧
دوستتر گيرد و آگاه نشود، چه آوردهاند كه يكى از بزرگان مر كسى را سؤال كرد كه تو سيم را دوستتر دارى يا زندگانى را؟ گفت: زندگانى را، چه از سيم بىزندگانى منفعت نيابم.[١] و شاعر[٢] گفته است:
|
چيز از پى جانست، نه جان از پى چيز |
چون جان برود كجا[٣] به كار آيد چيز |
|
اين بزرگ گفت: همچنين است وليكن تو سيم را از زندگانى دوستتر مىدارى و آگاه نهاى. دليل برين آن است كه اگر يك درم از مال تو كم شود در دل خويش غم آن بيابى بىتكلّف و چون روزى بگذرد و از عمر تو بكاهد هيچ غم نخورى. پس پديد آمد كه چون به نقصان مال غم بيش مىخورى [b ٦٩] از نقصان عمر، چه مال به نزد تو دوستتر است از عمر، چه هرچه به نزد مرد دوستتر بود به نقصان وى غم بيشتر خورد و چون بر مرد حرص چيره گردد مال را از دين دوستتر گيرد- و العياذ باللّه- يا از بهر زيادت شدن مال نقصان دين خويش روا دارد.
چه در معانى اخبار آورده است خواجه محمّد بن على[٤] التّرمذى- رحمة اللّه عليه- كه رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- چنين فرموده است:[٥] «لا تزال كلمة لا اله الّا اللّه تنجى هذا الخلق من عذاب اللّه- تعالى- ما لم ينزلوا المنزلة التى لا يبالون من نقصان دينهم إذا سلمت لهم دنياهم، فإذا نزلوا تلك المنزلة و قالوا لا اله الّا اللّه يقول اللّه- عزّ و جلّ- كذّبتم لستم من أهله». رسول- صلى اللّه عليه و سلم- فرمود[٦] كه گفتار «لا اله الّا اللّه محمد رسول اللّه» خلق را از عذاب خداوند[٧] برهاند تا آنگاهى كه بدان جاى برسند كه از بهر زيادت شدن دنيا نقصان دين خويش[٨] روا دارند. چون چنين گشتند و به زبان گويند «لا اله الّا اللّه محمّد رسول اللّه» مولى عزّ و جلّ چنين فرمايد كه دروغ مىگوييد.[٩] و معنى دروغ گفتن آن بود كه در دل شما اين[١٠] نيست [a ٧٠]، چه هركه به زبان چيزى گويد كه در دلش حقيقت آن نبود اگر چند آن سخن راست بود وى را حكم دروغ زنان بود اما از جمله منافقان بود. دليل
[١]- برنتوانم داشتن.
[٢]- و يكى از شاعران.
[٣]- كى.
[٤]- حكيم.
[٥]- گفت.
[٦]- مىفرمايد.
[٧]- خداى تعالى+ مىرهاند.
[٨]- خود.
[٩]- مىگويند.
[١٠]- آنهيچ.