ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٣٩
استوار نداشته است[١] و به بدگمانى خود رسوا شده است[٢] كه تا بنده را به مولى عزّ و جلّ دل بد نشود[٣] ورا بىفرمانى نكند و از حرام نورزد. و ديگر معنى آنكه مال كه به خشم خداى تعالى ورزيدى،[٤] بدان مال رضاى خداى عزّ و جلّ كى توان ورزيدن،[٥] چه آن مال[٦] ناپاك بود و مولى عزّ و جلّ پاك است نپذيرد مگر پاك. و رسول- ٧-[٧] فرمود: «انّ اللّه تعالى طيّب لا يقبل إلّا طيّبا». و تأويل آن خبر كه فرمود رسول- ٧- آن است[٨] كه هركه مال از حرام جمع كند[٩] و به آن صدقه [b ١٥١] دهد و نيكوييها و كارهاى خير كند[١٠] مولى عزّ و جلّ آن همه از وى نپذيرد و آن كارهاى خير ورا با وى جمله به دوزخ اندازد[١١] و اگر ازو بماند، توشه او باشد به دوزخ.[١٢] و اين وعيد در حقّ كسى است كه مال حرام ورزيده باشد و به حلال سعى نكرده باشد و به آن مال حرام خواهد[١٣] كه خشنودى خداى عزّ و جلّ ورزد. خطر است كه مولى عزّ و جلّ از وى نپذيرد كه مولى عزّ و جلّ حكيم است، اگر او را قابليت حلال كوشيدن بودى توفيق حرام كوشيدنش ندادى. پس آنكه از حرام كوشد و حلالكوشى نكند، معلوم شد كه او را خرد نيست[١٤] كه اگر مقصود وى آن است كه به خشنودى خداى عزّ و جلّ رسيدى، نخست ترك حرامكوشى دادى كه ترك حرام فريضه است. و كارهاى خير از مال
[١] - نتوانسته است داشتن.
[٢] - و رسوايى بدگمانى وى آشكار شود.
[٣] - چه تا بنده را گمان به مولى تعالى بد نشود.
[٤] - مالى كه از حرامورزى و به خشم خداى تعالى حاصل كنى.
[٥] - بدين مال خشنودى مولى تعالى كه توانى ورزيدن.
[٦] - ندارد.
[٧] - رسول گفت صلى اللّه عليه و سلّم.
[٨] - رسول گفت صلى اللّه عليه و سلّم.
[٩] - از حرام ورزد+ بدان مال خويشى پيوندد.
[١٠] - به درويشان صدقه دهد و به كارهاى خير به كار برد.
[١١] - اندر آرد.
[١٢] - و اگر از پس خويش ماند توشه خويش يابد دوزخ+ اين است كه ياد كرده شد كه مالى كه به خشم مولى تعالى ورزيده باشى خوشنودى مولى تعالى نتوانى جستن بدان.
[١٣] - و حلالورزى به جاى مانده باشد و خواهد كه بدان مال حرام ورزيده.
[١٤] - به جاى« اگر او را قابليت ... خرد نيست»، اگر ورا از راه آن مال به خشنودى خويش خواستى رسانيدن از آغاز مىتوانستى وى را از آن حرامكوشى نگاه داشتن و توفيق حلالكوشى دادن. چون نگاه نداشت دليل آن است كه وى را از آن راه به خشنودى خود نمىخواهد رسانيدن. پس پديد آمد آنكس كه حرامورزى به جاى نماند و به حرام مىكوشد و به كارهاى خير به كار مىبرد دليل آن بود كه اينچنين كس را خرد نيست.