ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٠٤
هروى با توجّه به متون كهن عرفانى مىنويسد: «قرا، واژهاى است عربى، جمع قارى، اما در متون فارسى، قرا به معناى قارىها نيست بلكه جمعى است در مقام مفرد، كه به زاهد خشك و مغرور رياكار اطلاق مىشده است هرچند خواندن قرآن هم يكى از كارهاى او بوده است.
فيّه يا دانشمندان ديده ور خانقاهى عموما از نزديكى با قرّايان اجتناب مىكرده و مردم را از گزند خلقوخوى آنان بر حذر مىداشتهاند. احمد سمعانى [در روح الارواح] از آنان به صورتهاى قراء تهى مغز (ص ٨٨)، قراء نامرد (همانجا) و قراء خشك مغز (ص ٥٣٩) ياد كرده است. زين الدين خوافى [م: ٢ شوال ٨٣٨ ه] در منهج الرشاد درباره آنان مىنويسد: «دور باش از صحبت قرّايان يعنى زاهد نمايان خودفروش و سرهنمايان مغشوش، رواجدهندگان شيد و زرق، فريبندگان اصناف خلق، نكتهگيرندگان بر مردم و گزندگان مسلمانان به سخن چون كژدم، در سازندگان با هر طايفه از بهر نام و ناموس، عيبكننده هر قومى به مكر و سالوس» (ص ٥٠٦). ر. ك: اين برگهاى پير، ص سيزده و چهارده؛ روح الارواح، چهل و دو، ٨٦٩. و مىافزاييم كه آنچه از زين خوافى نقل شده است، در واقع گزارشى از قول يحيى بن معاذ الرّازى است كه گفته بود: «اجتنب صحبة ثلاثة اصناف من النّاس: العلماء الغافلين و القرّا المداهنين و المتّصوفة الجاهلين.» هجويرى در كشف المحجوب همين قول را نقل كرده و به گزارش آن پرداخته است: «قرّاى مداهنين آنان باشند كه چون كسى بر موافقت هواى وى باشد، اگرچه باطل بود، بر آن فعل وى را مدح گويند، و چون بر مخالفت و هواى ايشان كارى كنند، اگرچه حقّ بود، وى را بر آن ذمّ كنند و از خلق به معاملت خود جاه بيوسند [: طمع دارند] و بر باطل مر خلق را مداهنت كنند» (ص ٢٧). از يحيى بن معاذ الرّازى در ارشاد قولى ديگر نيز در ذمّ قاريان آمده است: «يحيى معاذ الرّازى قرآن خوانان را ديدمى كه همه همّت ايشان از قرآن خواندن قران بودى. چنين گفتى كه «يا عبدة القرآن» اين قرآنپرستان يعنى شمان به قرآن و به خواندن قرآن مشغول گشتهايد و از برافتاد قرآن و كار بستن به قرآن غافل گشتهايد» ضميمه (II،b ٢٩/P ). اوزجندى در مرتع الصّالحين و زاد السّالكين گويد: «قرّاسى سال عبادت كند و يك روز بنده نباشد.» (ص ٢٥٢).
ص ٢٥/a ١٨: گفتهاند: اذا زلّ العالم زلّ بزلّته العالم. در شرح التّعرف، ١٤٧٢ به عنوان حديث