ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٧٢
گيرد، خطر بود كه دل خاصّ با[١] حال آرام گيرد و آن آفت خاصّ بود چه خاصّ آن بود كه وى با گرداننده حال آرام گيرد. [a ١١٢] و ياد كرده شده بود كه هرچه احوال پسنديده است از[٢] منزلگاه است و منزلگاه مر آسودن را بود نه مر باشيدن را. چه طاعت و احوال پسنديده اسباب دينىاند و همچنانكه بر اسباب دنيايى اعتماد كردن روا نبود همچنين بر اسباب دينى اعتماد كردن[٣] روا نبود. و[٤] خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- چنين گفتهاند[٥] كه در اسباب دينى و دنيايى حكم ظاهر ديگر است و حكم باطن ديگر. ظاهر هر آينه به كار بستن[٦] است و باطن از وى جدا داشتن.[٧] مثالش چنان بود كه روى به كعبه آوردن وقتى كه بدانى كعبه[٨] كدام سوى است. سبب روايى نماز آن است كه[٩] اگر روى به كعبه نيارى[١٠] نماز روا نبود به اتفاق و آن حكم ظاهر است تا اگر وقتى روى به كعبه آورى و يك سجده مر كعبه را كنى كافر شدى[١١] به اتّفاق. و معنى اين سخن كه گفتهاند: ايمان رهاننده نيست و كفر راننده نيست، همچنين[١٢] معنى دارد كه ياد كرده شد يعنى مولى عزّ و جلّ مر بنده را با ايمان برهاند و به كفر از خود براند و هر دو سبباند[١٣] و سبب را عملى نى يعنى حقّ تعالى[١٤] برهاند به ايمان.
و خواجه امام بشاغرى- رحمه اللّه- چنين گفته است كه اسباب [b ١١٢] باطل نيست و به ذات خويش عامل[١٥] و در اسباب[١٦] بىحكمت نيست و در اسباب دنيايى اگر كسى[١٧] گويد كه دو كارد برنده نيست و سوزن دوزنده نيست، اين سخن درست بود چه اگر مدّتى دراز دو كارد[١٨] را بر جامه نهى، نبرّد و بر همين قياس سوزن ندوزد وليكن خيّاط[١٩] به دو كارد ببرّد و به سوزن و رشته بدوزد.[٢٠]
[١] -+ آن.
[٢] - آن.
[٣] -+ نيز.
[٤] - چه.
[٥] - است.
[٦] - بستنى.
[٧] - جدا داشتنى است.
[٨] -+ از.
[٩] - تا.
[١٠] - نيارد.
[١١] - گردى.
[١٢] - همين.
[١٣] - است.
[١٤] - عزّ و جلّ.
[١٥] -+ نى.
[١٦] - و اسباب آفريدن.
[١٧] -+ چنين.
[١٨] - مدتى در آرد و كارد.
[١٩] - درزى.
[٢٠] - به رشته و سوز بدوزد+ و اللّه اعلم بالصّواب. در نسخهP بعد ازين« فصل فى معرفة الهمّة» است كه در نسخهT كلا ندارد. ر. ك: ضميمهII .