ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٤٢
همچنان طعامها آرى[١] از تو نيازارد.
و تأويل آنكه رسول- ٧-[٢] فرموده است كه مولى عزّ و جلّ جوانمرد[٣] را دوست دارد هرچند[٤] پرهيزگار نبود، اندر دين، معنى آن است[٥] كه اين[٦] جوانمردى مىتواند كردن.
دليل آن است كه يقين وى قويّست كه اعتماد مىتواند كردن بر وعده مولى عزّ و جلّ و آن به فسق افتادن[٧] از چيرگى شهوت است كه با شهوت نمىتواند برآمدن.[٨] چون قوّت شهوت وى بشكند به برآمدن سال پرهيزگار شود.
آوردهاند[٩] كه تا سال مرد فرود چهل بود، چون معصيت كند، فرمان آيد از مولى عزّ و جلّ كه اى فرشتگان من: «ارفقوا بعبدى، فإنّه شابّ». بفرمايد[١٠] كه با بنده من چربى كنيد كه جوان است، همه معاصى وى را منويسيد.[١١] چون سال[١٢] به چهل رسيد و توبه نكند آنگاه هر معصيتى كه كند[١٣] بنويسيد. چون سال او[١٤] به چهل رسيد و بدى نقصان نكرد [b ١٥٣] و توبه نكرد[١٥] پديد آيد كه معصيت وى از قوّت شهوت نبود[١٦] كه[١٧] از سبك داشتن[١٨] فرمانهاى[١٩] خداوند است عزّ و جلّ. و[٢٠] برين وعده خطر است كه بىنماز و ستمكار اندر بهشت درنيايد، چه آنكس كه نماز نكند و ستمكارى پيشه كند دليل ضعيفى دين وى بود. پس آن جوانمردى وى درست نبود و هر وقتى كه جوانمردى بنده درست شود، هر آينه مولى عزّ و جلّ خلف بازدهد.
و خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- چنين گفته است كه هركه را مال كم آيد از بخيلى كم آيد و هركه را يار كم آيد از بدخويى كم آيد و هركه را كسى[٢١] كم آيد از ناكسى كم آيد.
هم خواجه حكيم[٢٢] گفته است: اگر توانگرى مىجويى بسيار بخش و اگر از بىيارى مىترسى باركش و اگر- اينكه گفتيم-[٢٣] نپذيرى بسيار بخش.
[١] -« ار تو طعامهاى سفقتر[ كذا] پيش آرى». در اينجا نيز كاتب معنى كلمه را« فروتر» نوشته است.
[٢] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٣] - جوانمردان.
[٤] - ار چند.
[٥] -+ و اللّه اعلم.
[٦] -+ كسى كه.
[٧] -+ وى.
[٨] - برنمىآيد.
[٩] -+ به خبر.
[١٠] - گويد.
[١١] - ننويسيد.
[١٢] -+ او.
[١٣] -+ بروى.
[١٤] -« او» ندارد.
[١٥] - بدى وى بر نقصان نشود و توبه نتواند كردن.
[١٦] - نيست.
[١٧] - چه.
[١٨] - سبكداشت.
[١٩] - فرمان+ مولى تعالى است.
[٢٠] -+ وى را.
[٢١] - كس.
[٢٢] -+ رحمه اللّه تعالى.
[٢٣] - من گفتم.