ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٨٩
و در معانى اخبار آورده است از رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- كه چنين گفت كه گفتار «لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه» مر خلق را از عذاب خداوند تعالى برهاند تا آنگاه كه بدان جاى نرسد كه از نقصان دين خويش باك ندارد. چون دنياى ايشان به سلامت بود [ه] بود. و به روايت ديگر تا آنگاهى اين كلمه ايشان را از عذاب خداى تعالى برهاند كه اين جهان را بدان جهان نگزينند. چون گزيدند، آنگاه به زبان گويند: «لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه». از مولى تعالى فرمان آيد كه دروغ مىگويند. و حقيقت آن است كه اين كلمه راستترين سخنان است وليكن چون گروش [a ٥٤] از باطن رفته بود و اين گفتار از وى به زبان همچون دروغ بود، چون در دل گروش نبود. چه هركه را گروش بود در دل اگر از معصيت نشكيبد يا وقتى به حرام اندر افتد از آن بترسد و باك بدارد و آن را پيشه نسازد.
و آنكه به خبر آمده است از رسول- ٧- كه چنين فرموده است: «اتّقوا فراسة المؤمن، فإنّه ينظر بنور اللّه- تعالى-». گفت: بپرهيزيد از فراست مؤمن چه وى به نور خداى عزّ و جلّ بيند.
و به خبرى ديگر آمده است: «إنّ للّه- تعالى- ثلاث مئة و ستين نظرة إلى قلب المؤمن».
گفت: خداوند تعالى را سيصد و شصت نظر رحمت است به دل مؤمن. و مراد از عدد- و اللّه اعلم- بيان بسيارى رحمت است، چه اندر صفت مولى تعالى پيش و سپس اندر نيايد و نظر مولى تعالى عدد برندارد.
و مانند اين خبرها كه آمده است به حقّ مؤمنى بود كه وى به درجه برتر بود و وفاى ايمان به جاى تواند آوردن. تا بنده وفاى ايمان به جاى نيارد، نور يقين وى قوّت نگيرد و فراست وى درست نشود. چه اهل معرفت چنين گفتهاند كه فراست اهل ايمان را بود. مراد آن بود- و اللّه اعلم- كه هركه را پاس باطن بود كه به ظاهر دست از معاصى بازدارد و به باطن چون به خواست معصيت پديد آيد از دل دور تواند كردن تا خواست نگردد فراست اينكس درست نگردد چه فراست ديدن است به نور دل. و اهل معرفت چنين گفتهاند كه اين وعده سيصد و شصت نظر رحمت به دل هر مؤمنى نيست، چه نظر بىاثر رحمت نبود و هروقتى كه رحمت مولى تعالى بسيار گردد، بر دل مؤمن هر آينه اثر پديد آيد. و يك اثر رحمت آن بود كه