ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٠٦
ص ٣٧/b ٢٥: ملعون من سبّ والديه ...؛ در مسند احمد بن حنبل: «لعن اللّه من سبّ والديه»؛ نيز:
جامع الصغير، شماره ٨٢٠٧.
ص ٣٨/a ٢٦: و انّ من ادبته فى الصّبى ...؛ اشعار صالح بن عبد القدوس الازدى الجذامى (م:
حدود ١٦٠ ه) است. شاعر حكيم بوده و تمام اشعار او از نوع امثال و حكم و آداب است. ر. ك: الاعلام، ج ٣، ص ١٩٢؛ تاريخ آداب اللغة العربية، ج ٢، ص ٩٠؛ قطيف الازهار، ٢١٣.
ص ٣٩/a ٢٧-b ٢٦: بيتهاى آفريننامه:
١. اگر تو بياموزى اى پور باب ...
٢. و گر هيچ دل را بمانى تو كور ...
٣. ز دانش چه چاره بود اى پسر ...
٤. ز نادان سخن مشنو و مشنوانش ...
٥. كه بيكار بيكار خواهد ترا ...
٦. نشان تو گفت است مرد مجرگ ...
هيچ كدام از اين ابيات در اشعارى كه ژيلبر لازار از آفريننامه در اشعار پراكنده قديمترين شعراى فارسى زبان گرد آورده است، نيامده است. بيتى كه ژيلبر لازار با قافيه «مرگ» و «مجرگ» آورده، اينست:
|
چنين گفت هارون مرا روز مرگ |
مفرماى هيچ آدمى را مجرگ |
|
(ص ١٠٣)
ص ٣٩/a ٢٧: مجرگ: بيگار و سخره بود چه به قهر و چه به خوشى. بوشكور گفته است:
|
چنين گفت هارون مرا روز مرگ |
مفرماى هيچ آدمى را مجرگ |
|
ر. ك: فرهنگ قوّاس، ١٥٠؛ اشعار پراكنده قديمترين شعراى فارسى زبان، ١٠٣.
ص ٤٠/a ٢٨: المؤمن من امن جاره بوائقه. ر. ك: جامع الصغير، شماره ٧٩١٣؛ فرهنگ مأثورات:
٥٥٦.
ص ٤١/a ٢٨: ما آمن ... طاو. ر. ك: جامع الصغير، شماره ٧٧٧١.