ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١١٥
[١٣] فصل فى فرح الايمان
شادى[١] يافت ايمان كه حقيقى بود از كسى صورت بندد كه ايمان را شناخته بود كه بنده مقرّ است كه بهترين چيزها كه مولى عزّ و جلّ مر بنده را بداده است ايمان است كه همه نعمتها- كه نام نعمت[٢] بر وى افتد[٣] چون آفريدن و خرد دادن و زندگانى دادن و هفت اندام درست و حشمت و مال و مانند اين همه نعمتها- موقوف[٤] ايمان است چون بنده با ايمان مرد، پديد آيد كه اين همه كه ياد كرده شد [a ٧٥] نعمت بوده است به[٥] حقّ وى و اگر- نعوذ باللّه- كه بىايمان رود، بديد[٦] كه اين همه عقوبت وى بوده است.[٧] اگر مولى عزّ و جلّ نيافريدى ورا عقوبت نبودى و اگر[٨] بيافريد و خرد[٩] ندادى امّيد[١٠] معذورى[١١] بودى و اگر خرد داد زندگانيش كوتاه بودى[١٢] عقوبتش كمترى بودى كه هركه به كفر مىرود[١٣] هر آينه[١٤] جاى وى دوزخ است همچنانكه هركه مؤمن مرد[١٥] جاى وى بهشت است. وليكن درجههاى بهشت به اندازه طاعت بود[١٦] و در دوزخ نيز به اندازه معصيت عقوبت[١٧] بود، چه كافرى را كه وى در حشمت زيسته بود و بر خلق ستم كرده و بهرهها از
[١]- پس+ شادى.
[٢]- نعمتى.
[٣]-+ به سبب ايمان بود.
[٤]-+ به.
[٥]- در.
[٦]- پديد آيد.
[٧]-+ به حقّ وى تا.
[٨]- چون.
[٩]- خردش.
[١٠]- تا.
[١١]- معذور.
[١٢]-+ تا.
[١٣]- بر كفر ميرد.
[١٤]-« هر آينه» ندارد.
[١٥]- ميرد+ هرآينه.
[١٦]- طاعتها باشد.
[١٧]- عقوبتها به اندازه معصيت.