ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٨٢
السّلام- فرمود[١] كه دل اندوه مىخورد از روى طبع و رضا مىدهد از روى عقل، امّا صبر نتواند كردن[٢] تا آنگاه كه مولى عزّ و جلّ قوّت ندهد كه صبر كار دل است و بنده را بر دل دست نى.[٣] دليل بر اين آنكه از مولى عزّ و جلّ فرمان آمد مر رسول را- ٧-[٤] كه «وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ» [النحل/ ١٢٧] فرمود:[٥] شكيبايى كن و شكيبايى نتوان[٦] كردن تا ما قوّت ندهيم. و مر جمله مؤمنان را چنين فرمود[٧] كه «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ» [البقرة/ ٤٥]. فرمود جلّ و علا[٨] كه يارى خواهيد از من به صبر و نماز كردن كه اين كار بزرگ است مگر بر ترسكاران.[٩] و بعضى در اين آيه [b ١١٨] صبر را به «روزه» تفسير كردهاند وليكن اهل معرفت چنين گفتهاند كه صبر در طاعت بود كه يارى خواهى از مولى عزّ و جلّ تا بر طاعت صبر توانى كردن و روى از وى نگردانى به حكم سيرى. و صبر از معصيت[١٠] بود كه از مولى عزّ و جلّ يارى خواهى تا از معصيت توانى صبر كردن.[١١] و صبر بر حكم[١٢] بود كه از مولى عزّ و جلّ يارى خواهى تا بر[١٣] حكمش صبر توانى كردن هم به وقت نعمت و هم به وقت محنت، چه عامه خلق چنين دانند كه در محنت صبر كردن دشوارتر است.
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه در نعمت صبر كردن دشوارتر است. چه آوردهاند كه بعضى از ياران رسول- ٧-[١٤] چنين گفتهاند كه تا در محنت بوديم، صبر توانستيم كردن و چون نعمت دنيايى يافتيم بسيار كس از ما صبر نتوانست كردن و ناشكرى آغاز كردند.[١٥]
و آن سؤال كه كردهاند كه توانگر شاكر به كه درويش صابر؟ اهل معرفت چنين گفتهاند: به حقيقت فرقى نيست ميان اين و آن،[١٦] چه شاكرى توانگر آن زمان[١٧] درست
[١] - گفت كه رسول صلى اللّه عليه و سلّم خبر داد+ كه دل اندوه مىخورد و چشم آب مىريزد و نگويم آنچه به خشم آورد پروردگار را يعنى دل اندوهگين مىشود از روى طبع ...
[٢] -+ بنده.
[٣] - دستى نيست.
[٤] - صلى اللّه عليه و سلّم+ قوله تعالى.
[٥] - يعنى+ فرمود.
[٦] - نتوانى كرد.
[٧] -+ قوله تعالى.
[٨] -+ قوله تعالى.
[٩] -+ را.
[١٠] -+ آن.
[١١] - صبر توانى كردن.
[١٢] -+ آن.
[١٣] - در.
[١٤] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٥] -« و ناشكرى آغاز كردند» ندارد.
[١٦] -+ ميان.
[١٧] - گاه.