ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ١٣٨
فرمود:[١] پاى[٢] باشيد و سر مباشيد، چه بسيار بود [a ٩٠] كه پاى[٣] برهد و سر هلاك شود.[٤]
[١] - گفت.
[٢] - پايه.
[٣] - به جاى« پاى»، ذنب نجات يابد و.
[٤] -+ و خواجه ابو اسحاق بشاغرى رحمه اللّه تعالى چنين گفته است كه امام دين آنكس بود كه پيش رو آن جهان بود و تا كسى نميرد وى را به آن جهان نبرند. همچنين تا بهره مرد در نفس نميرد پيش روى آن جهان را نشايد و هركه را بهره نفس در وى مرد، بيش غمهاى دنيا نخورد و هركه چنين شد مولى تعالى به دل خلق اندر افكند تا غم بايست لابدّ وى بخورند بىآنكه وى طمع دارد يا تقاضا كند. همچنان چون مرده ظاهر كه هر كه مرد، زندگان گويند: بيا تا فلانى را ساختگى كنيم و به گور كنيم، بىآنكه كسى ايشان را تقاضا كند. و مرده را نه از عزيزى كردن خبر بود و نه از خوارى در خاك نهادن. همچنين آنكسى كه بهره نفس اندر وى مرد، مولى تعالى مر او را پيش رو دين گرداند و به دل خلق اندر افكند تا غم بايستههاى وى بخورند و وى را عزيز دارند وليكن بدان عزيز داشتن ايشان فريفته نشود، اگر وقتى وى را خوار دارند يا با وى جفا كنند، دل وى خسته نشود.
يا ربّ به عزّت واحدانيت اينچه نبشتهايم توفيق دانستن و به كار بستن ارزانى دار. يا إله العالمين و يا خير الناصرين. و الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة على رسوله و آله أجمعين برحمتك يا أرحم الراحمين تمّت تمّ تحريرا فى شهر شعبان المعظم سنه ١٠٢٢.
يادداشت مصحح: نسخهP در همينجا به پايان مىرسد.