ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٩٣
[١٠] فصل فى الملق
«ملق» چاپلوسى بود و رسول- صلى اللّه عليه و سلم- گفت: «ليس من اخلاق المؤمن الملق». يعنى چاپلوسى از اخلاق مؤمنان نيست.[١] و چاپلوسى آن بود كه چون[٢] كسى بترسد يا به آن كس[٣] طمع دارد به آن كس خوب زيد و چون از كسى نترسد يا به آن [a ٦١] كس طمع ندارد با وى خوب نتواند زيستن و اين نشان نفاق بود، چه مولى عزّ و جلّ-[٤] خبر داده است از صفت منافقان قوله تعالى: «فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ[٥] نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ.» الآية [المائدة/ ٥٢]. مولى عزّ و جلّ مىفرمايد مر رسول را- صلى اللّه عليه و سلم- كه تو بينى[٦] مر [آن][٧] كسان را كه اندر دلهاى ايشان بيماريست يعنى نفاق كه مىشتابند به صبحت داشتن و بر[٨] آميختن با كافران و مىگويند يعنى منافقان كه ما[٩] با كافران از بهر آن مىآميزيم كه مىترسيم كه نبايد وقتى كافران بر مؤمنان[١٠] دست يابند چون[١١] با ايشان صحبت نداشته باشيم[١٢] ما را برنجانند.[١٣] مولى عزّ و جلّ خبر داد كه[١٤] مؤمنان را نصرت دهم تا منافقان پشيمان شوند از منافقى خويش. پس مؤمن را جهد بايد كردن تا از صفت منافقى دور باشد و هرچند به باطن در طمع[١٥] افتد به
[١]-+ يعنى از خوى مؤمنان نيست.
[٢]-+ از.
[٣]-+ امّيد.
[٤]- تعالى.
[٥]-T :« يسارعون فيهم يقولون» ندارد.
[٦]- نبينى.
[٧]-[] اضافه ازP است.
[٨]-« بر» ندارد.
[٩]-« ما» ندارد.
[١٠]- مسلمانان.
[١١]-+ ما.
[١٢]- نباشيم.
[١٣]- نرنجانند.
[١٤]-+ من.
[١٥]- به جاى« در طمع»، طمعى.