ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٩١
[b ٥٩] و چون كسى بينى كه هم با نيكان و هم با بدان نرمى كند[١] و سازگار زيد و هم با بدان در معاملت دنيايى چربزبانى[٢] كند و آسانكارى و هم در امر معروف و نهى منكر با ايشان در سازد، پديد آيد[٣] كه از وى آن مدارا نيست چه مداهنت و شگرفى[٤] است. و مداهنت و شگرفى هردو از نفس خيزد. مردم چنان بايد كه طبع خويش را بشناسد[٥] كه اگر طبعش[٦] درشت بود،[٧] هم جهد سوى مدارا كند و اگر طبعش بر نرمسانى بود، جهد به سوى صلابت كند تا بود كه حدّ نگاه تواند داشتن. و در جمله جهد بايد كردن[٨] كه در امر معروف به چربى كوشد[٩] چه مولى عزّ و جلّ مر موسى و هارون را- صلوات اللّه عليهما- چون بر فرعون فرستاد، چنين فرمود كه فرعون را سخن نرم گوييد تا مگر[١٠] بپذيرد، چنانكه مىفرمايد:[١١] «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى» [طه/ ٤٤]. چون بنده مقرّ باشد كه من به از موسى و هارون[١٢] نيم و اينكس كه او را پند مىدهم بدتر از فرعون نيست، به چربى و نرمى كوشيدن اولى است.[١٣]
چه خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- چنين فرموده[١٤] است كه در كژ رفتن با چربى عتاب است و در راست [a ٦٠] رفتن با درشتى عذاب است.
و هم خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- گفته است كه در امر معروف انصاف ببايد دادن[١٥] با برادر مسلمان. به يك معصيت كه از وى ديدى[١٦] درشتى مكن[١٧] كه سى سال است كه معصيت و جفاى خويشتن مىكنى[١٨]. و اگر از راه چربزبانى[١٩] در امر معروف به مداهنت و ريا اندر افتد به از آنكه[٢٠] از راه صلابت به شگرفى و جفاكارى افتد، چه خواجه حكيم- رحمة اللّه-[٢١] گفته است كه مروّت با ريا به از اخلاص با جفا. و اصل اين سخن[٢٢] خبر رسول است- صلّى اللّه عليه و سلّم-:[٢٣] «لان يخطئ الإمام فى العفو خير من أن
[١]- نرمسان زيد.
[٢]- چربسانى.
[٣]- آمد.
[٤]-« و شگرفى» ندارد.
[٥]-T : بشناسند.
[٦]- طبع او.
[٧]- همه.
[٨]- كرد.
[٩]- كوشى.
[١٠]-+ پند گيرد.
[١١]- چنانچه فرموده قوله تعالى.
[١٢]-+ عليهم السّلام.
[١٣]- به چرب نرمى[ كذا] بايد كوشيدن.
[١٤]- گفته.
[١٥]- ببايد داد.
[١٦]-+ پيش از آن.
[١٧]- نكنى.
[١٨]- چه كه سى سال معصيت خود مىبينى و مىكنى.
[١٩]- چربسانى.
[٢٠]- به جاى« به از آنكه» آسانتر از آن بود.
[٢١]-+ تعالى چنين.
[٢٢]- سخنان.
[٢٣]-+ كه فرمود.