ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٨٩
[٩] فصل فى الصّلابة و المداراة[١]
گفته بوديم كه[٢] بايد كه صلابت را از شگرفى و درشتى بشناسد و مدارا[٣] از مداهنت بشناسد. و صلابت قوّتى بود كه از ديانت و عقل خيزد به وقت امر معروف و نهى منكر و بيان كردن حقّ. و شگرفى و درشتى از نفس خيزد كه طبعش درشت بود و دلش سخت. و نشان درستى صلابت به جايگاه وى آن بود كه به جايگاه مدارا تواند كردن. و مدارا آن بود كه چون كسى را در معصيت و خطايى بيند[٤] صلابت بجنبد. تأمّل كند[٥] كه چگونه كنم تا اين كس [سخن حقّ[٦]] بتواند شنيدن[٧] و پذيرفتن و هلاك نشود. و در معاملات[٨] دنيايى نيز اين[٩] بود كه با كسى كه دادوستد [b ٥٨] بود يا خصومت مالى، مدارا كنى تا وى[١٠] به وبالى در نيفتد و تو نيز به وبالى در نيفتى. و اين از شفقت خيزد بر برادر مسلمان و اين پسنديده است.
و آوردهاند از رسول- صلّى اللّه عليه و سلّم- كه چنين گفت: «ثلاث من لم يكنّ فيه لم يجد طعم الإيمان: ورع يحجره عن محارم اللّه، و حلم يردّ به جهل الجاهل، و خلق يدارى به[١١] النّاس». گفت: سه چيز است كه هركه را اين سه چيز نبود، مزه ايمان خويش نيابد.[١٢]
[١] - فصل فى الصلابة و الكذالة.
[٢] -+ بنده.
[٣] -+ را.
[٤] - بينى.
[٥] - كنى.
[٦] -[] ازP افزوده شد.
[٧] - شنودن.
[٨] - معاملت.
[٩] -« اين» ندارد.
[١٠] -« وى» ندارد.
[١١] -+ مع.
[١٢] - در هركه اين سه چيز نبود از مزه ايمان خوشى نيابد.