ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٨١
فرموده است:[١] «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ» [الحجّ/ ١١]. مولى عزّ و جلّ[٢] خبر داد كه بعضى از مردمان مرا[٣] مىپرستند به شكّ، اگر چنان داريمشان كه آرزوى ايشان است، ما را پرستند و اگر رنجى پيش آريمشان، روى از ما بگردانند، زيانكار گشتند بدين[٤] جهان و بدان[٥] جهان. و اين آيت در اصل در حقّ آن كسانى آمده است كه [چون[٦]] رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- را نصرت [a ٥٤] ديدندى و غنيمت گرفتندى، گفتى[٧] اين دين دين حقّ است و چون رنجى رسيدى و هزيمت كردندى،[٨] گفتندى كه اين[٩] دين باطل است و از دين برگشتندى. پس بنده را جهد بايد كردن تا خداوند[١٠] تعالى را كه[١١] پرستد از بهر خشنودى وى پرستد، نه از بهر تن، تا پديد آيد كه نيّت وى درست است.
و خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه-[١٢] گفته است كه چون از بنده به وقت محنت ناراستى پديد آيد، معلوم شود[١٣] كه وى[١٤] هميشه ناراست بوده است وليكن ناراستى وى در زير پرده نعمت ناپيدا بوده است. و هم خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه-[١٥] گفته است كه جان آدمى راستى ويست به وقت نعمت و محنت.
و راستى را بيان كرديم كه به وقت نعمت به جبّارى آلوده نشود و به وقت محنت به ناسپاسى.[١٦] و نماز و روزه و صدقه زيادتى پيرايه آدمى است[١٧]، مر مرده را نيارايد. معنى اين سخن[١٨] آن است كه چون بنده را به وقت نعمت و محنت راستى نبود[١٩]، طاعتهاى وى قيمت ندارد.[٢٠]
[١] - قوله تعالى.
[٢] - تعالى.
[٣] - ما را.
[٤] - درين.
[٥] - در آن.
[٦] -[] ازP افزوده شد.
[٧] - نصرتى ديدندى، به رغبت گفتندى كه.
[٨] - هزيمتى.« كردندى» ندارد.
[٩] - دين.
[١٠] - خداى.
[١١] -« كه» ندارد.
[١٢] - تعالى+ چنين.
[١٣] - شد.
[١٤] -+ خواجه.
[١٥] -« رحمة اللّه عليه» ندارد.
[١٦] - آلوده نگردد.
[١٧] -+ و پيرايه.
[١٨] -« سخن» ندارد.
[١٩] - ناراستى بود.
[٢٠] -+ و اللّه اعلم.