ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٦٧
خوفا». گفت: هرچند مؤمن[١] خوبتر زيد ترسش بيشتر شود و چون خوب زيستن بينى در خويشتن و ترس كارتر[٢] نشوى ببايد دانستن كه آن خوب زيستن درست نيست يا آن طاعت بر موافقت شريعت نيست يا در باطن آفتى است. چون[٣] كبر و ريا و عجب و حسد و حرص و مانند آن يا كسب[٤] و لقمه پاك نيست [b ٤٤] چه شرط پذيرفت طاعت پاكى لقمه است، چه به خبر آمده است[٥] از رسول- ٧- كه چنين گفته است[٦] كه سه فرشتهاند،[٧] هر روز به[٨] سه جاى بانگ مىكنند، يكى در مكّه و ديگر[٩] در مدينه و ديگر[١٠] در بيت المقدس. آن فرشتهاى كه به[١١] مكّه است چنين گويد كه هركه فريضههاى مولى تعالى را دست بازدارد از امان وى بيرون آمد[١٢] و آن فرشتهاى كه به[١٣] مدينه است چنين گويد كه هركه از سنّتهاى رسول- ٧-[١٤] دست بازدارد[١٥] از شفاعت رسول- ٧-[١٦] بىبهره گشت[١٧] و آن فرشته كه به[١٨] بيت المقدس است چنين گويد كه هركه كسب وى از حرام است[١٩] كار وى بر روى باز زده است.
و بزرگان[٢٠] گفتهاند كه پارسايى ده تير است؛ نه تير از وى حلال خوردن است و يك تير از وى نماز و روزه و صدقه زيادتى. چه هرگز نبود كه طاعت بنده درست بود و ازين آفتها سلامت يابد و ترسكارتر نشود. چون ترس بنده قوّت ندارد، ببايد دانستن كه امّيد نيز قوّت ندارد، چه امّيد به اندازه ترس است.[٢١] چه خبر رسول است- صلّى اللّه عليه و سلّم-[٢٢] كه اگر ترس مؤمن را و امّيد مؤمن را بسنجند[٢٣] برابر آيد. و نيز [a ٤٥] گفتهاند:
«ليس يرجو اللّه الّا خائف و من رجا خاف و من خاف رجا». پارسى اين بود كه به مولى عزّ و جلّ[٢٤] امّيد ندارد مگر ترسكار. هركه امّيد داشت، ترسيد[٢٥] و هركه ترسيد،[٢٦] امّيد داشت و دليله فى القرآن قوله تعالى:[٢٧] «ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً» [نوح/ ١٣] اى:
[١] - بنده.
[٢] -« تر» ندارد.
[٣] - چنانكه.
[٤] -« كسب و» ندارد.
[٥] -« است» ندارد.
[٦] -« است» ندارد.
[٧] -+ كه.
[٨] -« به» ندارد.
[٩] - ديگرى.
[١٠] - ديگرى.
[١١] - آنكه در.
[١٢] - آيد.
[١٣] - و آنكه در.
[١٤] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٥] - داشت.
[١٦] - شفاعت وى.
[١٧] - شد.
[١٨] - و آنكه در.
[١٩] - هركه را كسب و كارى وى حرام است.
[٢٠] -+ چنين.
[٢١] - بود.
[٢٢] - چه خبر است از رسول ٧+ كه گفت.
[٢٣] - بسنجى.
[٢٤] - تعالى.
[٢٥] - بترسيد.
[٢٦] - بترسيد.
[٢٧] - و دليل اين در قرآن است.