ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٦٣
پس چنان بايد كه بنده در هر حالى[١] كه بود از[٢] دنيايى، گمان به مولى تعالى نيكو دارد[٣] كه بهترى من اندرين حال بود [و][٤] ناسپاسى نكند و از فتنه آن[٥] به مولى عزّ و جلّ[٦] اندخسد[٧] تا دلش به آن حال آرام نگيرد.
و خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه-[٨] چنين گفته[٩] كه توانگرى را بر درويشى گزيدن[١٠] فضولى است و درويشى را بر توانگرى گزيدن دعويست و از خويشتن قوّت نمودن، و سلامت در تسليم است.
و ببايد دانستن كه هرچه پديد آيد از بنده از طاعت و خصال پسنديده آن همه از قوّت يقين و عقل خيزد و دليل بر آنكه رسول- صلّى اللّه عليه[١١] و سلّم- چنين فرموده است كه[١٢] «الإيمان نصفان [a ٤٣]: نصف فى الشّكر، و نصف فى الصّبر. و الإيمان كلّه اليقين. و الصّبر من الإيمان بمنزلة الرّأس من الجسد». گفت: ايمان به دو نيمه است، نيمهاى از وى شكر است و نيمهاى از وى صبر و همگى ايمان يقين است و صبر از ايمان چنان است كه[١٣] سر از تن. و چون يقين قوّت گيرد خوف و رجا نيز قوّت گيرد.
[١] - حال.
[٢] -+ احوال.
[٣] -+ كه بود.
[٤] - در هر دو نسخه نيست.
[٥] -+ حال.
[٦] - تعالى.
[٧] - در حاشيهT معنى كلمه: پناه گيرد.
[٨] - تعالى.
[٩] - گفت.
[١٠] - برگزيدن.
[١١] - ٧.
[١٢] - به جاى« فرموده است كه»، فرمود.
[١٣] -+ چون.