ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٥٥
نگرد[١] كه ميل اين كس به چيست؟ اگر بيند كه ميل اين كس[٢] به طاعتهاست از روى عجب و ريا درآيد و اگر بيند كه ميلش به جوانمردى است از راه جوانمردى به فسادكارى كشد[٣] و اگر بيند كه ميلش به نگاه داشتن[٤] مال است به بخيلى اندر كشدش و اگر بيند كه ميلش به خويشتنداريست به كبرش دركشد[٥] و اگر بيند كه ميلش به آميختن است به مداهنت و چاپلوسى در[٦] كشدش و مانند اين. از بهر آنكه كسى[٧] كه ميلش به طاعتها بود[٨] ابليس را دشوار بود[٩] به معصيتها بردن. هم از راه طاعت به فتنه افكندش، پس بنده را شناخت اين احوال ببايد و چون شناخت، اندخسيدن به مولى عزّ و جلّ[١٠] تا به[١١] مرگ ببايد. قال تعالى:[١٢] «إِنَّ الشَّيْطانَ [b ٣٧] لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» [فاطر/ ٦]. گفت: اين ديو[١٣] شما را دشمن است[١٤] به دشمنى گيريدش.[١٥] چه بزرگان چنين گفتهاند كه هركه از ابليس ترسانتر از آن[١٦] نيست كه وى را با سگ گزنده[١٧] در يك خانه تاريك كنند. دليل آن است كه وى اسير ابليس[١٨] گشته است وليكن خبر ندارد.
و گفته بوديم كه شكّ از نفس خيزد و چون شكّ چيره شود دل به دوستى دنيا گرايد و به مخلوقان پيوندد[١٩] و به حيلهها و راندن شهوتها مشغول شود. و تأويل اين سخن[٢٠] كه رسول- صلّى اللّه عليه و سلم- گفت: «حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة» يعنى دوستى دنيا سر همه خطاهاست. معنى آن است- و اللّه اعلم- كه تا نفس چيره نگردد بر دل شك قوىّ نشود، دوستى دنيا پديد نيايد و چون نفس چيره گشت،[٢١] خطر بود كه همه معاصى پديد آيد، چه همه معاصى از نفس خيزد.
و تأويل اين[٢٢] خبر كه رسول- ٧-[٢٣] گفت:[٢٤] «الخمر امّ الخبائث». شراب[٢٥] مادر همه پليديهاست. معنى آن است- و اللّه اعلم- كه شراب[٢٦] خاصّ غذاى نفس است
[١] -+ تا بيند.
[٢] - ميلش.
[٣] - دركشد.
[٤] - داشت.
[٥] - به كبر اندر كشدش.
[٦] - اندر.
[٧] -+ را.
[٨] - است.
[٩] -+ وى را.
[١٠] - تعالى.
[١١] - روز.
[١٢] - از انكه مولى تعالى چنين مىگويد در قرآن مجيد قوله تعالى.
[١٣] - يعنى اين شيطان مر.
[١٤] -+ پس.
[١٥] - گيرندش.
[١٦] - ازان ترسانتر.
[١٧] - گزان.
[١٨] - شيطان.
[١٩] -« پيوندد» ندارد.
[٢٠] - خبر.
[٢١] - گردد.
[٢٢] -« اين» ندارد.
[٢٣] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٢٤] - فرمود.
[٢٥] - يعنى خمر.
[٢٦] - خمر.