ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٣٥
ما ملكت أيمانكم». يعنى نماز را به[١] پاى داريد و زيردستان را نيكو داريد.[٢] و آوردهاند كه مردى مر رسول را- ٧-[٣] سؤال كرد كه مرا بندگاناند و مرا بىفرمانى مىكنند، روا بود كه مر ايشان را بزنم؟ گفت: روزى ازيشان هفتاد بار عفو كن و اگر بعد از هفتاد بار بىفرمانى كنند مر ايشان را ادب كن و سخت مزن [b ٢٤] و بر روى مزن و از سه[٤] زيادت مزن، چه اگر ازين زيادت زنى، قصاص كنند فرداى[٥] قيامت. و آن مرد گفت: من هيچ به ازين نمىدانم كه جمله برده خود را آزاد كنم. و گفت: يا رسول اللّه تو گواه باش كه من همه را از بهر خشنودى خداى عزّ و جلّ آزاد كردم.[٦] و آوردهاند[٧] كه روز قيامت نخستين چيزى كه سؤال كنند از حقّهاى مخلوقان و از حقّ ستوران سؤال كنند باز از حقّ بندگان و زيردستان و باز از حقّ ديگران.
و معاملت با فرزندان آن بود كه نخست نام نيكو كند[٨]. و به طعام حلال پرورد[٩] و اگر پسر[١٠] بود، جامه ابريشمين نپوشاند، چه مر پوشنده را[١١] وبال بود و[١٢] آن كودك خو كند به آن[١٣] جامه. و آوردهاند كه صحابه و تابعين- رضوان اللّه عليهم اجمعين-[١٤] چون فرزندان ايشان جامه[١٥] باريك پوشيدندى مر ايشان را بزدندى و بفرمودندى[١٦] تا جامه سطبر داشتى.[١٧] چه خبر است از رسول- ٧-:[١٨] «من رقّ ثيابه، رقّ دينه». گفت:[١٩] هر كه را جامه[٢٠] تنگ بود، دين وى تنگ بود. و چون فرزند به سال هفت رسد[٢١] نماز [a ٢٥] فرمايد،[٢٢] چه خبر است از رسول- ٧-[٢٣] «مروا صبيانكم بالصلاة اذا بلغوا سبعا، و اضربوهم عليها اذا بلغوا عشرا». گفت:[٢٤] هفت سالگان را نماز فرماييد[٢٥] و چون به سال ده رسيدند اگر نماز نكنند، بزنيد. و پدرم[٢٦]- رحمة اللّه عليه- چنين گفتى كه اين خبر دليل
[١] - بر.
[٢] - با زيردستان نيكويى كنيد.
[٣] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٤] -+ بار.
[٥] - روز.
[٦] - آن مرد گفت من هيچ به از آن نمىدانم كه آزاد كنم ايشان را، تو گواه باش كه همه را آزاد كردم از بهر خشنودى مولى تعالى.
[٧] -+ به خبر.
[٨] - نخست فرزندان را نامى نيكو نهند.
[٩] - بپرورند.
[١٠] - فرزند نرينه.
[١١] - چه پوشاننده را.
[١٢] -+ نيز.
[١٣] - بدان.
[١٤] - رضوان اللّه تعالى عنهم اجمعين.
[١٥] -+ نرم و.
[١٦] - فرمودندى.
[١٧] - در پوشيدندى.
[١٨] - كه گفت.
[١٩] - يعنى.
[٢٠] -+ وى.
[٢١] - رسيد.
[٢٢] - فرمايند.
[٢٣] -+ كه فرمود.
[٢٤] - فرمايند.
[٢٥] -+ كه فرمود.
[٢٦] - پدر من رحمه اللّه تعالى.