ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٨٧
III
ادامه «فصل ايمان عطائى و عاريتى» در نسخهP
... وليكن دعوى اسلامشان مانند آن بود [كه] براءت از دعوى ايمان. چه معنى ايمان بر تصديق دل افتد و ايشان را تصديق دل نبود. چنانكه مىفرمايد قوله تعالى: «وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ» [الحجرات/ ١٤]. خبر داد كه ايمان به دل شما اندر نيامده است.
و آنچه ياد كردم نخستين درجه است در مسلمانى كه هركه اين شرايط به جاى آورد، از كفر بيرون آمد و به اسلام اندر آمد. و باز درجه ديگر است مسلمانان را به برتر ازين درجه در مسلمانى، آن است كه رسول- صلى اللّه عليه و سلم- مىفرمايد: «المؤمن من أمن جاره بوائقه المؤمن من أمنه الناس، و المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده». گفت: مسلمان آنكس است كه همسايه وى از شرّ وى ايمن بود و مؤمن آنكس بود كه مردمان از شرّ وى ايمن بوند.
چه رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- [b ٥٣] چنين گفت كه مسلمان آنكس بود كه مسلمانان از وى سلامت يابند از دست و زبان وى. و اين درجه ميانهتر است در مسلمانى. چون رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- چنين گفت كه مسلمان آنكس بود كه مسلمانان از وى سلامت يابند وليكن نگفت كه مسلمانان از وى سلامت نيابند وى كافر بود. پس پديد آيد كه چون سلامت نيابند، وى از درجه ميانه به درجه فروتر افتد در مسلمانى. و درجه برتر در مسلمانى آن است كه رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- چنين گفت: «خير الناس من نفع الناس». و ديگر گفت كه