ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٨٦
دست تنگ بود در آن تنگدستى از مولى تعالى خشنود بود و اگر كسب كند به آن نيّت كند كه حقّهايى كه بر وى واجب است- از نفقه عيال و مادر و پدر و مانند اين- بگذارد و كسب بر موافقت شريعت كند و رحم و نصيحت نگاه دارد، لاجرم اين همه كارهاى دنيايى وى دينى گردد. و آنكس را كه همه همّت وى دوستى دنيا گشته است، اگر حشمت يابد، كبر كند و بر مسلمانان فربهى كند و اگر فراخدستى يابد به شهوات و بلايى و به فضولى به كار برد و اگر به حقّ كسى مهربانى كند بر آنكس منّت نهد و اگر تنگدستى پيش آيد از مولى تعالى به خشم شود و اگر كسب كند حدّهاى شريعت و رحم و نصيحت نگاه ندارد و به آن نيّت كند كه تا به بهرههاى شهوت و به همّت خويش به كار برد و لاف و فضولى كند و اين ظاهر است. و اگر با حشمت و فراخدستى بود و به نماز و روزه و صدقه مشغول شود، همّت وى از اين كارها آن بود تا بدان حشمت و فراخدستى بماند تا به شهوت و به همّت و مراد خويش برسد و اگر در ذل و تنگدستى بود،[١] نماز كند و روزه دارد و دعا كند، همه همّتش آن بود كه به حشمت و فراخدستى رسد، لاجرم همه كارهاى دينى وى به شومى همّت وى دنيايى گردد، چه عزّت آن كار صورت را نيست، چه معنى راست. چه خواجه حكيم- رحمه اللّه تعالى- چنين گفته است: «قيمة كلّ امرى همّته، و مظهر همّته محنة». گفت: قيمت هر مردى چند است كه همّت ويست. و پيداكننده همّت وى محنت وى است. بيان اين سخن آن است كه بسيار كس بود كه در همّت دنيا بود و به نماز و روزه و كارهاى خير مشغول و حريص بود، مولى تعالى وى را تنگدستى و رنجى پيش آرد، روى از آن كارهاى خير بگرداند و سير شود. پديد آيد كه همّت از كارهاى دينى سلامت دنيا بوده است و بىقيمتى وى آشكارا شود و كسى بود كه وى تنگدست بود و در آن تنگدستى و رنج به كارهاى خير مشغول بود و چون فراخدستى حاصل شود، روى از كارهاى خير نگرداند. پديد آيد كه همّت وى از كارهاى دين رسيدن بوده است به بهرههاى دنيايى و بىقيمتيش آشكارا شود، چه مولى تعالى تا بنده را از حال نعمت به حال محنت نگرداند، حال بنده آشكارا نشود.
[١] - در اصل:+ اگر.