ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٨٢
قرانپرستان يعنى شمان به قرآن و به خواندن قرآن مشغول گشتهايد و از برافتاد قرآن و كار بستن به قرآن غافل گشتهايد. همچنين دانشمندى را ديدى كه همّت ايشان به بسيارى علم گشته بودى. گفتى: «يا عبدة العلم» اى علمپرستان يعنى بسيارى علم شمان را از نفع علم مشغول كرده است و از ياد آن جهان مشغول كرده است. و مثال نمازكنندگان همچنين بود. چه بسيار كس بود كه عين نماز مر او را دنيا گردد تا نمازپرست گردد يعنى آرامش با نماز گردد. و علامتش آن بود كه روزبهروز به نماز حريصتر گردد وليكن هيچ پرهيزگار [a ٣٠] تر نشود و با خلق خداى نيكو خوتر نشود.
و رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- خبر داده است كه هركه را نماز دنيوى از زشتىها و منكر بازندارد، بسيارى نماز مر او را از مولى- تعالى و تقدّس و تعظّم- جز دورى نيارد. چنانكه گفت: «من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنكر لم يزدد من اللّه إلّا بعدا». و گفت هركه را علم بيفزايد و درد نيفزايد، بسيارى علم مر او را دنيا گردد.
و هم رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- بيان كرد كه بسيار كس را عين علم دنيا گردد و مر او را از مولى تعالى دورى آرد، چنانكه فرمود و گفت: «من ازداد علما و لم يزدد و جعا لم يزدد من اللّه إلّا بعدا». گفت هركه را علم بيفزايد و درد نيفزايد، بسيارى علم مر او را از مولى تعالى جز دورى نيارد. و علما بيان كردهاند كه چه «درد افزايد» گفتند كه چون علم سودمند زيادت شود، از ضايع كردن عمر خويش آگاه شود و دريغ خورد كه معصيت چرا كردم و به طاعت كاهلى كردم. وى را درد كند. چون كسى را ناپرهيزگارى با علم زيادت شود، كبر و حرص زيادت شود. پس ببايد دانستن كه عين علم در حقّ وى دنيا گشته بود، بدان سبب كه همّت وى دنيا بود و دوستى دنيا از چيرگى هوا بود. چون هوا چيره شود، عقل را بپوشاند تا آفت دنيا و ناپايدارى وى نبيند. چه بزرگان چنين گفتهاند كه اگر دنيا زرّين بودى و ناپايدار و بهشت خاكى بودى و پايدار، خردمند را واجب كردى كه بهشت خاكى پايدار را بر دنياى زرّين ناپايدار بگزيدى.
پس چه خردمندى بود كه خاك ناپايدار بر زرّين پايدار گزيند؛ اگر گرويده است.
و خواجه حكيم- رحمه اللّه تعالى- چنان گفته است كه دنيا پالوده است وليكن آلوده است. چون پالودگيش بينى، دوستگيرى و چون آلودگيش بينى سير شوى.