ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٧٧
II
[٣٣]
فصل فى معرفة الهمّة
ياد كرده شده بود به اوّل كتاب كه بايد كه بنده همّت خود را بشناسد كه همّت من دين است يا دنيا؟ چه هركه را همّت وى دين گردد، همه كارهاى دنياوى وى دين گردد و هركه را همّت وى دنيا باشد، همه كارهاى دينى وى به شومى همّت وى دنيايى گردد.
و همّت آن بود كه انديشه به يافت چيزى مر همگى دل را بگيرد و چون همگى دل را بگيرد بيش مر او را انديشه يافت آنچه ضدّ آن چيز بود، نبود يعنى آرام نگيرد. و اگر وقتى پديد آمد باز زود برود. و آن جهان به اين جهان ضدّاند و مولى تعالى خبر داده است و قسم ياد كرده است به حقّ كافران، چنانكه مىفرمايد، قوله تعالى: «كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ» [القيامة/ ٢١- ٢٠]. حضرت خبر داد كه شما كه كافرانايد، حقّا كه اين جهان را دوست مىداريد و آن جهان را مىمانيد. پس ببايد دانستن كه همچنان كه كافران اين جهان را دوست داشتند، آن جهان را بماندند. مؤمنان نيز آن جهان را دوست دارند، اين جهان را بماندند. چون [b ٢٨] كسى مؤمن بود و اين جهان را دوست دارد و همّتش يافت اين جهان باشد، ببايد دانستن كه وى آن جهان را دوست نتواند داشتن و همّتش به يافت آن جهان درست نبود.
و خواجه حكيم- رحمه اللّه تعالى- چنين گفته است كه هركه با دنيا سازد، دين گذارد و هركه با دين سازد، دنيا گذارد؛ و هركه با هر دو سازد، خردش بگذارد.