ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٦٢
سلامت باشد يعنى از كبر و حسد و از باقى اخلاق بد خالى باشد و طبعهاى ايشان بر جوانمردى آفريد [ه] شده باشد و بر خلق خداى عزّ و جلّ بخشاينده باشند.[١] كسى بود كه وى را ديانت به مروّت خواند وليكن طبع او بر مروّت نبود علامتش آن بود كه با خلق خوب زيد و بار ايشان بكشد از بهر ثواب ولكن بخشش[٢] نتواند كردن و او را [a ١٦٥] رنج آيد و كس بود كه مروّت او را از روى طبع بود و ديانتش قوّت ندارد و علامت او آن بود كه با خلق خوب زيد ولكن به خدمت حقّ عزّ و جلّ كاهلى كند و ناپرهيزگار بود، امّيد بود كه اين كس را[٣] بركات نيكو زيستن با خلق به ديانت آرد و چنان سازد كه در خذمت[٤] مولى عزّ و جلّ كاهلى نكند و پرهيزگار شود.[٥] چون وقتى كه ديانت درست بود به مروّت خواند كه خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- گفته است كه بر قرّايى جوانمردى[٦] و بر جوانمردى قرّايى. هر قرّايى كه او نه جوانمرد بود، او بدخو بود و هر جوانمردى كه او نه قرّا بود، فاسق است. كس بود كه او را نه ديانت به قوّت بود كه به مروّت كشد و نه طبع او بر مروّت بود. چنين كس خطر[٧] بود كه به صلاح نيايد كه [جدّ من[٨]] خدمت[٩] شيخ ابو طاهر- رحمة اللّه عليه- گفتى كه بزرگان گفتهاند كه دل مؤمن همچون بوستانيست، وى را دو آبخور:[١٠] يكى بيم خداى تعالى و ديگر شرم خلق؛ چون كسى را هر دو نبود،[١١] بوستان را هر دو آبخور بسته باشد[١٢] تابستان[١٣] خارستان شود.[١٤]
بر تو[١٥] مروّت بيان كرديم. بعون اللّه و توفيقه.[١٦]
[١] -+ و از عايشه- رضى اللّه تعالى عنها- آمده است كه گفت: ما جبل اللّه وليّه الّا على السخاء گفت: خداى تعالى هيچ دوستى خود را نيافريد مگر به جوانمردى.
[٢] - به خوشى.
[٣] -+ به.
[٤] - املا مطابق باT است.
[٥] -« چنان سازد ... پرهيزگار شود» ندارد.
[٦] -+ است.
[٧] -+ را.
[٨] -[] ازP افزوده شد.
[٩] - ندارد.
[١٠] -+ است.
[١١] -+ همچنان باشد كه.
[١٢] - ببستند.
[١٣] - بوستان.
[١٤] - شد.
[١٥] - به جاى« بر تو»، اكنون باب.
[١٦] - بعون اللّه تعالى و حسن توفيقه.