ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٥٥
[٢٩] فصل فى البّر و الملق
[١] گفته[٢] شده بود كه[٣] بايد كه «برّ» را از «ملق» بشناسد. «برّ» نيكوكارى بود[٤] و مردمسانى بود.
و «ملق»[٥] بدكردارى. و مردمسانى درستى ديانت است و رسول- ٧-[٦] چنين فرمود:[٧] «لا دين لمن لا مروّة له». دين نيست آن[٨] را كه مروّت نيست. خواجه حكيم چنين فرموده[٩] است در تأويل اين خبر كه هركه با مردمان[١٠] مردمى نكند، مر خداوند را- عزّ و جلّ- بندگى نكند. همچنان كه مولى عزّ و جلّ ديانت فرمود، مروّت نيز فرمود.[١١] قوله تعالى:
«وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً» [بنى اسرائيل/ ٢٣]. مىفرمايد حضرت رسول را- ٧- اى محمّد[١٢] حكم چنين كرده است پروردگار تو [b ١٦٠] نپرستيد مگر مرا و با مادر و پدر نيكويى كنيد. پرستيدن حضرت او را ديانت بود و با مادر [و] پدر نيكويى كردن مروّت. مولى عزّ و جلّ ديانت بىمروّت نپذيرد.
و خواجه ابو اسحاق بشاغرى- رحمة اللّه عليه- فرموده است[١٣] كه «لا اله الّا اللّه» گفتن ديانت است و «محمّد رسول اللّه» گفتن مروّت. هرچند بنده گويد «لا اله الّا اللّه» تا نگويد
[١] (*). عنوان فصل« فى البرّ و الملق» است، ولى مؤلف مباحث« ملق» را در فصلى جداگانه آورده است، چنانكه پيشتر گذشت. مصحّح.
[٢] - به اوّل كتاب+ گفته.
[٣] -+ بنده.
[٤] -« بود» ندارد.
[٥] -+ چاپلوسى بود و.
[٦] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٧] - گفت.
[٨] -+ كس.
[٩] - گفته.
[١٠] -+ و بندگان.
[١١] -+ چنانكه مىفرمايد.
[١٢] -« اى محمد» ندارد.
[١٣] - چنين گفته است.