ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٤٥
[٢٨] فصل فى التّعفّف و التّكبّر
گفته شده بود كه بايد «تعفّف» را از «تكبّر» بشناسد. بدانكه[١] «تعفّف» خويشتندارى بود و مولى عزّ و جلّ مر درويشى را كه خويشتندار است بستود،[٢] چنانكه مىفرمايد:[٣] «يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» [البقرة/ ٢٧٣]. قوله ٧:[٤] «الّلهمّ من أحبّنى، فارزقه العفاف و الكفاف، و من ابغضنى فاكثر[٥] ماله و ولده». اى بار خدايا هركه مرا دوست دارد، روزى كن ورا خويشتندارى و بسندگى عيش و هركه مرا دشمن دارد، بسيار گردان مال او را و فرزندان او را. پس پديد آمد كه خويشتندارى و بسندگى عيش نشان دوستى رسول است- ٧-.[٦] و خويشتندارى از قوّت عقل خيزد كه چون نفس وى به طبع خلق برآيد او حاجت بردارد.[٧]
و درين[٨] معنى از عمّ خويش خواجه امام احمد بن محمّد القلانسى- رحمة اللّه عليه- شنيدهام:[٩]
[١] - ندارد.
[٢] - مر درويش خويشتندار را بستود.
[٣] -+ قوله تعالى و تقدّس.
[٤] - و رسول صلى اللّه عليه و سلّم چنين گفت.
[٥] - فاكثر.
[٦] - مصطفى است صلى اللّه عليه و سلّم.
[٧] - به جاى« و خويشتندارى ... حاجت بردارد»، و خويشتندارى از قوّت عقل خيزد كه چون عقل قوت دارد نفس چيره نشود و به طمع خلق نگرايد و خويشتن را بدارد و حاجت به مخلوقان برندارد.
[٨] - اندر.
[٩] - شنيدم.