ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٤
يكى همچون[١] زهر است. اكنون بداند[٢] كه علم خداشناسى[٣] و علم حال همچون فرض عين است.
و علم فقه آنچه[٤] وقتى ترا به وى حاجت است همچون نان و آب است كه پيوسته به كار آيد و همه كس را به كار آيد.[٥] و علم فقه آنچه شاخهاى دورتر است [a ١٧] همچون داروست گاهگاه به كار آيد وليكن هر آينه ببايد. و وى از فرض كفايت است، چون بعضى مىخوانند، اگر بعضى ديگر نخوانند مر[٦] ايشان را وبال نبود[٧] و نشايد كه همه آموزندگان روى از وى بگردانند.
و علم نجوم همچون بيماريست كه از وى رنج بود.
و علم سحر همچون زهر است.
و در كتاب فقه الاكبر از امام ابو حنيفه- رحمة اللّه عليه-[٨] چنين روايت كردهاند كه[٩] گفته است: «الرّجل اذا تعلّم علما يقربه الى اللّه- تعالى- خير من ان يجمع العلم الكثير». مرد چون علم[١٠] آموزد كه ورا به خشنودى خداى عزّ و جلّ نزديك گرداند به از آن بود[١١] كه علم بسيار گرد[١٢] كند.
[١٣]- و خواجه حاتم- رحمة اللّه عليه- گفته است: «من طلب اللّه- تعالى- بالكلام دون الزهد و الفقه يتزندق، و من طلب اللّه بالزّهد دون الكلام و الفقه يبتدع، و من طلب اللّه- تعالى- بالفقه دون الكلام و الزّهد يتفسق، و من تفنّن تخلّص». پارسى[١٤] اين بود كه هركه خداى تعالى را به علم كلام جويد بىعلم زهد و بىعلم فقه، به زنديقى افتد و هركه خداى تعالى را تنها به علم زهد [b ١٧] جويد بىعلم كلام و بىعلم فقه، به بدعتها افتد و هركه خداى تعالى را تنها به علم فقه جويد بىعلم كلام و بىعلم زهد، به فاسقى افتد. و هركه به هر
[١] - همچو.
[٢] - بدان.
[٣] - خداىشناسى.
[٤] -+ هر.
[٥] - در حاشيه به جاى« به كار آيد» ببايد.
[٦] -« مر» ندارد.
[٧] - نباشد.
[٨] - رحمه اللّه تعالى.
[٩] -+ وى چنين.
[١٠] - يعنى مرد علمى.
[١١] - او را بهتر بود از آن.
[١٢] - جمع.
[١٣] (*) عبارت مابين اين دو علامت ستاره*-*[ يعنى: و خواجه حاتم ... تدبيرهاى توماند.] در نسخهP در جايى ديگر در برگهاىb ١٠-b ٩ آمده است.
[١٤] -+ وى.