ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٣١
[٢٦] فصل فى التّفكّر
مولى عزّ و جلّ[١] تفكّركنندگان را بستود، چنانكه گفت:[٢] «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» [آل عمران/ ١٩١]. و[٣] رسول- ٧-[٤] فرمود:[٥] «تفكّر ساعة خير من عبادة ستّين سنة».[٦] فرمود:[٧] يك ساعت تفكّر كردن به از عبادت هفتاد[٨] ساله است. معنى آن بود- و اللّه اعلم- كه تفكّر نشان درستى عبادت است، چه كسى بود كه عبادت مىكند و مرو را تفكّر نبود، چه تا عبادت درست نگردد[٩] به تفكّر نرسد.
مر خواجه [b ١٤٩] حكيم را- رحمة اللّه عليه- پرسيدند كه تفكّر چه بود؟ گفت: آمدنى را آمده ديدن[١٠] و عبرت آمده را شده ديدن بود. چون كسى عبرت را نبيند[١١] تفكّر وى درست نيست.
شيخ[١٢] حسن بصرى- رحمة اللّه عليه- گفته:[١٣] تفكر كسى را درست بود كه وى معده را سيكى بيش طعام ندهد.[١٤] يك سيك مر آب را بماند و يك سيك جايگاه تفكّر را.[١٥] و گفتهاند:
«اذا امتلأت المعدة خرست الحكمة و نامت الفكرة». چون معده پر شد، زبان از گفتار حكمت
[١] -+ در قرآن مر.
[٢] - چنانكه مىفرمايد در قرآن مجيد قوله تعالى.
[٣] -+ در قرآن مر.
[٤] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٥] - كه چنين گفته است.
[٦] -+ و به روايت ديگر: خير من عبادة ستين سنة.
[٧] - گفت.
[٨] - يك ساله يا هشت[ كذا] ساله.
[٩] - بنده.
[١٠] -+ بود.
[١١] - چون كسى را ديدار وى به عبرت نبود+ پديد آمد كه.
[١٢] - آوردهاند+ حسن.
[١٣] - چنين گفته است.
[١٤] - وى سيكى معده را بيش از طعام پر نكند+ تا.
[١٥] -+ ماند+ چون معده را طعام پر كرد تفكّر را جاى نماند.