ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٢٢٩
و ببايد دانستن كه شناخت بنده مولى را- عزّ و جلّ- به غفورى و رحيمى ترس او[١] را كم كند و دليرى معصيت بيارد[٢] كه خواجه حكيم- رحمة اللّه عليه- گفته[٣] است كه اگر يكى[٤] را گويى كه معصيت مكن! او[٥] گويد كه رحمت مولى عزّ و جلّ بسيار است، او را بگوى[٦] كه حضرت[٧] رسول- ٧-[٨] و ياران او- رضى اللّه عنهم اجمعين-[٩] مر خداوند عزّ و جلّ[١٠] را به غفورى و رحيمى نشناخته[١١] بودند؟[١٢]*--* خواهد گفت: آرى. بگوى: آن ياران كه ايشان را نكهت مژده آمده بود و مولى عزّ و جلّ كرده ايشان را عفو كرده بود. بر معصيت آمرزيده خود بسيارى بگريستند. گفتند ايشان را كه [a ١٤٩] يا اولياء اللّه! چون رحمت خداى تعالى مقرّر شد و به بهشت عنبر سرشت وعده به كرم رسيد، اين گريستن چيست؟ ديگر باره بگريستند كه اگر رحمت او ما را درنيافتى و اين معصيتها را بر ما بگرفتى دمار از نهاد ما برآمدى. و از قول تو چنين آيد كه ياران رسول- صلى اللّه عليه و سلّم- مر مولى را عزّ و جلّ به رحمت نشناخته بودند.-* گويد: شناخته بودند.[١٣] بگوى: پس چون مر ايشان را مژده بهشت آمد[١٤] و مولى عزّ و جلّ كرده ايشان را عفو كرده بر معصيت آمرزيده مىگريستند، تو معصيت مىكنى و مىخندى!؟. از قول تو چنين[١٥] آيد كه گوييا ايشان- رضى اللّه عنهم-[١٦] مولى را عزّ و جلّ به رحمت نشناخته بودند.[١٧]
[١] - بنده.
[٢] - نيارد.
[٣] - چنين+.
[٤] - كسى.
[٥] - وى.
[٦] - ورا چنين گوى.
[٧] - ندارد.
[٨] - صلى اللّه عليه و سلّم.
[٩] - رضوان اللّه عليهم اجمعين.
[١٠] - مولى تعالى.
[١١] - شناخته.
[١٢] (*). عبارت بين علامت دو ستاره*--*[ خواهد گفت ... نشناخته بودند] راP ندارد.
[١٣] - بشناخته.
[١٤] - بگوى كه ياران رسول صلى اللّه عليه و سلّم آنها را كه بهشت مژده آمده بود.
[١٥] -+ معلوم.
[١٦] - كه ياران رسول صلى اللّه عليه و سلّم.
[١٧] -+ هو اعلم بالصّواب.